باور محرک و اثرات جانبی آن: سلامتی، شادی، ثروت و ...

نقش کوچینگ در باور محرک و اثرات جانبی آن

باور محرک و اثرات جانبی آن: سلامتی، شادی، ثروت و …

حتماٌ شنیده‌اید که سلمانی‌ها وقتی بیکار می‌شوند سر هم را می‌تراشند، این مَثَل درباره‌ی رهیاران (کوچ‌ها) هم به شکلی متفاوت صادق است. یک کوچ خوب، خود فردی کوچ‌پذیر و آماده‌ی تغییر است و از خدمات کوچینگ برای توسعه‌ی فردی خویش بهره می‌گیرد. اگر به عنوان یک مراجع به یک رهیار (کوچ) مراجعه کرده‌اید شاید بد نباشد از او هم بپرسید که رهیار (کوچ) دارد یا نه و این که چه دستاوردهایی از فرایند رهیاریِ خودش داشته است.

ادامه مطلب …

مهارت‌های نرم

چرا در جهان مسطح یادگیری مهارت‌های نرم مهم است؟

زمان زيادي تا سال 1400 و آغاز سده‌اي جديد باقي نمانده است. سده‌اي که پيش‌بيني مي‌شود در آن شاهد تغييرات بسياري در شيوه‌ي کار و زندگي باشيم. در طول دهه‌ي گذشته فن‌آوري اطلاعات و پديده‌هاي آن مانند شبکه‌هاي اجتماعي، ارتباطات همراه، بانک‌هاي اطلاعاتي گسترده و چند جانبه، پردازش‌هاي ابري و… که در اختيار ما قرار گرفته، موجب دگرديسي اين جهان به جهاني يک‌دست گرديده است که در آن بيش از هر زمان ديگري همه‌ي چيزها با همه‌ي افراد پيوند خورده‌اند: يک جهان مسطح! اما در اين جهان مسطح، وضعيت مشاغل چگونه است؟ انتظار مي‌رود در اين شرايط، دسترسي کارفرمايان و افراد جوياي کار به يکديگر ساده‌تر از قبل فراهم شود و رقابت‌ها هم در زمينه‌ي کسب شغل‌هاي جديد و هم در مورد جذب کارکنان مستعد، بيش از گذشته و اين بار در سطح جهاني به‌وجود آيد. ادامه مطلب …

کدارم راه؟ خواب یا کار؟

کدام راه، خواب یا کار؟ کوچینگ و آگاهی بخشی

از لذت‌های فرایند کوچینگ یادگیری مستمری است که در عمق جلسات نهفته است. یک کوچ همواره در حال یادگیری است؛ این یادگیری به واسطه‌ی یکتا بودن هر مراجع و دیدگاه‌های او، شکل گرفته و رنگ و بوی خاصی هم دارد.

در موارد متعدد، مراجع با مشکل یا مساله‌ای وارد جلسه می‌شود که از دید او غیر قابل حل است. یکی از مراجعانم، در هفته‌های اخیر یک جوان تحصیل‌کرده‌ی 28 ساله بود که وارد جلسه شده و گفت که می‌خواهد صبح‌ها زود بلند شود. او هر روز ساعت 7 بیدار می‌شود و تا حدود ساعت 9 در رختخواب می‌ماند و به صورت طبیعی بسیار دیر به سر کار می‌رسد. ادامه مطلب …

بازخورد اثربخش

گاهی بازخورد منفی بهترین است

فکر کنم اگر یک بار دیگر مقاله‌ای در این باره ببینم که در ارائه‌ی بازخورد به یک کارمند یا همکار نباید “انتقادی” و “منفی” باشید، احتمالاً سرم منفجر خواهد شد! بسیار ناامیدکننده است. بدون شک این دست توصیه‌ها، نیت خوبی دارند و مسلماً در ظاهر مناسب و منطقی به نظر می‌رسند. به علاوه، احتمالاً شما هم از این فکر لذت نمی‌برید که به دیگران بگویید که آنها کاری را اشتباه انجام می‌دهند؛ کاری که در کمترین حد، برای هر دو طرف اندکی خجالت‌آور است؛ اما اجتناب از ارائه‌ی بازخورد منفی، اشتباه و خطرناک است. اشتباه از این لحاظ که اگر انتقاد در زمان درست و به روش درست مطرح شود، می‌تواند کاملاً انگیزه‌بخش باشد و خطرناک از این لحاظ که بدون آگاهی از اشتباهات، احتملاً هیچکس نمی‌تواند پیشرفت کند. اصرار بر “مثبت” ماندن در ارائه‌ی بازخورد صرفاً شما را از هدف دورتر می‌کند.

ادامه مطلب …

ارائه بازخورد کارامد

ارائه بازخورد کارآمد؛ یک مهارت مهم در کوچینگ

اگر شما هم مثل خیلی از مدیران فکر می‌کنید، حتماً چشم‌انداز ارائه بازخورد به کارمندان‌تان برای شما اعصاب خردکن است، احتمالاً نگران این هستید که پرسنل‌تان چگونه واکنش نشان خواهند داد. شاید هم تردید دارید که نظرات شما در کار یا رفتار آنها تغییری ایجاد کند.

اما بازخورد، ابزاری حیاتی برای تضمین این مساله است اگر در سازمان شما کارمندان‌تان همواره در حال پیشرفت هستند. مباحثه درباره‌ی بازخورد فرصتی برای شماست تا مشاهدات خود درباره‌ی عملکرد شغلی کارمندان را با آنها در میان گذاشته و به تغییرات سازنده دست یابید. ادامه مطلب …

رویاتو خلق کن

پنج مانع دستیابی به رویاها و نقش کوچینگ

پنج باوری که مانع دستیابی شما به اهداف‌تان می‌شود:
همه‌ی ما رویاها و اهدافی داریم اما ممکن است که به آن‌ها نرسیم. این مقاله ترجمه‌ی سخنرانی خانم Bel Pesce در TED می‌باشد، در این سخنرانی خانم Bel Pesce به پنج دلیل مهم که مانع تحقق رویاهایمان می‌شود اشاره کرده است.

متن سخنرانی:

من دو سال گذشته را برای فهمیدن اینکه مردم چگونه به رویاهایشان می‌رسند صرف کردم. هرگاه به رویاهایی که داریم فکر می‌کنیم، از ته قلب می‌خواهیم که دنیا را ترک کنیم، هم‌پوشانی بین رویاهایی که ما داریم و پروژه هایمان که هرگز به وقوع نمی‌پیوندند، بسیار بزرگ و چشم‌گیر هستند. من می‌خواهم درباره‌ی پنج راهی که شما را به رویاهایتان نمی‌رساند صحبت کنم:

ادامه مطلب …

قدرت ذهن در مقابل هیاهوی پیرامون

قدرت ذهن در مقابله با هياهوی پيرامون

فردی با شنوایی طبیعی کامل در حالی که ذهنش متوجه موضوع دیگری است، چگونه می‌تواند نسبت به دنیای پیرامون خود ناشنوا شود؟ این پرسش تامل‌برانگیز که بی‌شک رویداد آشنا و ملموس زندگی روزمره محسوب می‌شود و همه ما به نوعی شاهد حضور پررنگ و محسوس آن در تجربه زیستی خود بوده‌ایم، از جمله سوالات مهم و مطرح دانش در حوزه‌های مختلف عصب‌شناختی، روان‌شناختی و روان‌تنی است که متخصصان مغز و اعصاب و روان‌پزشکان با توجه ویژه‌ای به مطالعه و پژوهش در ابعاد پیرامون آن پرداخته‌اند تا از رهگذر شناخت این پدیده مهم و یافتن پاسخ آن به برداشتن گام‌های ارزنده‌ای در جهت درک و شناخت ساختار ذهنی و قابلیت‌های اعصاب و روان انسان نائل شوند. ادامه مطلب …

مهارت پرسشگری و تغییر زاویه دید

آیا واقعیت همان است که ما درک می‌کنیم؟

تصور کنید شخصی به شما زل زده و این مساله باعث رنجش شما شده است. اولین فکری که در ذهن شما شکل می‌گیرد چیست؟
شاید: “چه آدم پر رویی‌.”

چه فکرها وگزینه‌های دیگری به ذهن شما می‌رسد؟
ممکن است بخواهید گزینه‌های دیگری را هم مورد بررسی قرار دهید:
مثلا او شما را با کسی اشتباه گرفته باشد، یا چهره‌ی شما برای او آشناست و دارد فکر می‌کند که شما را کجا دیده است.

کمی فکر کنید حتما گزینه های بیشتری هم وجود دارد.
پنج مورد را بنویسید:




ادامه مطلب …

کنار گذاشتن پیش فرض ها

کنار گذاشتن پیش فرض ها

یادم می‌آید کمتر از 7 سال داشتم که پدرم فوت شد. مادرم تعریف می‌کند چون خیلی بچه حساس و وابسته به پدرم بودم، نگران بوده که اگر من موضوع مرگ پدرم را بفهمم چه خواهد شد. به همین دلیل مرگ او را حدود یک ماه از من پنهان می‌کند و به من می‌گوید که پدرم به ماموریت رفته است. در طول این یک ماه مدام داستان‌هایی از افراد موفق و مشهور دنیا را برایم تعریف می‌کرد که در همه موارد، آن افراد یا پدر و مادر نداشته یا در سن کودکی آنها را از دست داده بودند. اواخر یک ماه وقتی از او می‌پرسم: «مامان پس بابا کی بر‌می‌گردد؟» با خونسردی می‌گوید: «پسرم من از تو بیشتر از این انتظار داشتم. دیگر بزرگ شده‌ای و فکر می‌کردم تا حالا خودت باید فهمیده باشی که پدرت مرده است و دیگر برنخواهد گشت.» مادرم از برخورد من کاملا متعجب می‌شود؛ چراکه من با خوشحالی از او پرسیده بودم: «پس تو کی می‌میری تا من بتوانم موفق و مشهور شوم.»

ادامه مطلب …