نوشته‌ها

نظریه ی جان لاک در هدف گذاری

نظریه هدف‌گذاری لاک

تنظیم و تعیین اهداف چالشی و معنادار

“آنچه که با دستیابی به اهداف خود به دست می‌­آورید، به اندازه آن­‌چیزی که شما با دستیابی به اهداف خود به آن تبدیل می‌­شوید، مهم نیست”.

میشل آنگو بوناروتی، هنرمند دوره رنسانس

 

بسیاری از ما، اهمیت تعیین اهداف SMART را از کارفرمایان، سمینارها و مقالات حوزه کسب و کار یاد گرفته­‌ایم. کلمه “SMART” مخفف کلمات Specific (مشخص)، Measurable (قابل اندازه گیری)، Attainable (قابل دستیابی)، Relevant (مناسب) و Time-bound (محدود به زمان) است. اما آیا این 5 ویژگی، تنها عواملی هستند که باید مورد بررسی قرار دهیم؟ دکتر ادوین لاک و دکتر گری لاتهام، به مدت چند سال، تحقیقاتی در زمینه تئوری هدف­‌گذاری انجام داده­‌اند که طی این تحقیقات، آنها پنج عامل را شناسایی کردند که باید برای رسیدن به اهداف خود مورد بررسی قرار دهیم. ادامه مطلب …

هدف اسمارت smart

هدف چیست و چه ویژگی‌هایی دارد؟

ابتدا با چند پرسش شروع می‌کنم:

  • آیا شما هدفی داریم؟
  • همه ی ما در زندگی‌هامون هدف‌هایی داریم. اما چرا محقق نمی‌شند؟
  • اصلا هدف چیه؟

هدف با آرزو متفاوته. آرزو یعنی هوس رسیدن به چیزی که اون را نداریم. آرزو ما رو از واقعیت دور می‌کنه. اما هدف یعنی آشکار کردن آنچه که داریم ولی هنوز ناپیداست.

  • اما چگونه متوجه بشیم که اینی که ما بهش علاقه داریم استعداد واقعی‌مونه نه هوس و آرزومون؟
  • چرا افرادی که اهداف‌شون را نمی‌نویسند معمولا نمی‌تونند اون اهداف رو عملی کنند؟
  • در نوشتن اهداف چه چیزهایی رو باید مد نظر قرار بدیم؟

ادامه مطلب …

کوچینگ گروهی استرس

سومین کوچینگ گروهی استرس

در دنیای امروز، استرس و هیجانات منفی را به صورت روزانه تجربه می‌کنیم که بخش عمده‌ای از انرژی‌های درون ما را صرف خود می‌کند.
آیا راهی وجود دارد که استرس‌های ما وجود نداشته باشند و ما بتوانیم در بیشترین زمان ممکن با حداکثر انرژی به سمت خواسته‌هایمان پیش برویم؟

استرس؛ خوب یا بد؟

اندرو برنشتاین در کتاب «پایان استرس» مسیر جدیدی را ساخته است که به هزاران نفر در سراسر دنیا کمک کرده است تا بتوانند استرس‌های خود را مدیریت کنند. این بدان مفهوم نیست که انسان‌ها درگیر استرس‌های تازه نمی‌شوند، بلکه بدان مفهوم است که به درک عمیق‌تری نسبت به خود دست پیدا می‌کنند و با این بینش جدید استرس‌های قبلی خود را محو کرده و با استرس‌های جدیدی مواجه می‌شوند و با بینش‌های جدیدتر می‌توانند آن‌ها را از زندگی خود خارج کنند یا میزان تاثیر آن‌ها را کم کنند.

در کوچینگ گروهی استرس مسیر تازه‌ی اندرو برنشتاین را با استفاده از مهارت‌های کوچینگ به کار خواهیم بست و پس از این کارگاه استرس‌های خود را کم اثر خواهیم یافت.

سه شنبه 12 تیرماه 1397 – ساعت 17 تا 20 – دفتر کانون یادگیری فردا

 

 

یک کوچ خوب یک مدیر عالی است

اگر یک کُوچ خوب نباشید، نمی‌توانید یک مدیر عالی باشید!

اگر در ذهن‌تان فقط یک جای خالی برای یک پند رهبری دارید آن را برای این نصیحت کنار بگذارید: پرانگیزه‌ترین شرایطی که افراد در محل کار تجربه می‌کنند پیشرفت در چیزی است که برای شخص آنها معنادار است.

اگر شغل شما مربوط به رهبری دیگران است معنی پنهان آن کاملا صریح و مشخص است: مهم‌ترین کاری که هر روز می‌توانید انجام دهید این است که به اعضای تیم‌تان کمک کنید در کاری که برای آنها معنادار است پیشرفت کنند.

برای انجام این کار باید بدانید نیروی محرکه هر فرد چیست، به ایجاد ارتباط بین کارِ هر فرد با رسالت سازمان و اهداف استراتژیک کمک کنید، بازخورد به‌هنگام ارائه کنید و به هر فرد کمک کنید به صورت پیوسته یاد بگیرد و رشد کند. برقراری ارتباط مداوم حول موضوع پیشرفت از طریق انجام گفتگوهای کوچینگی- ضروری است. بر اساس نتیجه یک تحقیق جدید مهم‌ترین شایستگی مدیریتی که مدیران بسیار اثربخش را از مدیران متوسط متمایز می‌کند همین کوچینگ است. (مدیران چگونه می‌توانند کوچ بهتری برای کارمندان خود باشند؟ )

ادامه مطلب …

مدیر یا کوچ: تفاوت در چیست؟

یکی از سوالاتی که اغلب مورد بحث قرار می‌گیرد این است که “تفاوت بین یک مدیر و یک کوچ چیست؟

این سوال اغلب ما را به سوالی دیگر هدایت می‌کند: “تفاوت بین مدیریت و رهبری چیست؟

نویسنده مشهور کتاب‌های پرمخاطب، برایان تریسی می‌گوید: “مدیریت عملیات‌محور است، در حالی که رهبری تحول‌محور است”. مسوولیت‌های مدیریتی می‌تواند شامل بسیاری از زمینه‌ها، از جمله بودجه‌بندی، برنامه‌ریزی و تهیه گزارش‌های مدیریتی و مدیریت عمومی باشد. ولیکن رهبری، شامل عنصر هدایت و حمایت مردم است، به گونه‌ای که در نهایت به آن‌ها اجازه می‌دهد به موفقیت دست یابند، مولد باشند و رشد را تجربه کنند.

ادامه مطلب …

بازخورد و انتقاد

سه تفاوت بین بازخورد و انتقاد

من چندین بار در موقعیت‌های مختلف و در شرایطی نسبتاً قاعده‌مند و منظم با مراجعان، اصول دیل کارنگی “انتقاد نکردن، محکوم نکردن و شکایت نکردن” را تمرین کرده‌ام و تقریباً همیشه با این سوال مواجه شده‌ام که “خوب، چطور باید مشکلات را حل کنم، اگر نتوانم انتقاد کنم ؟”

این سوال، سوالی منصفانه است و سوالی است که بسیاری از ما با آن درگیر هستیم. به هر حال، اکثر ما می‌خواهیم با افرادی که بر آن‌ها تاثیرگذار هستیم، روابط خوبی داشته باشیم، اما وقتی که نتایج مشخص و پیش‌بینی شده‌ای دریافت نمی‌کنیم، گفتگو کردن اجتناب ناپذیر است. در حالی که بنا به ضرورت باید زبان انتقاد خود را محدود کنیم، در عین حال ارائه دادن و گرفتن بازخورد برای موفقیت ضروری است. ادامه مطلب …

نمونه کارها