نوشته‌ها

نظارت در کوچینگ

نظارت در کوچینگ واقعاٌ چه کاری می‌کند؟

ما کُوچ‌ها (رهیارها) در انزوا کار می‌کنیم: کسی چه می‌داند وقتی هیچ کس به جز مراجع ما را نمی‌بیند چه کار می‌کنیم؟ کوچینگ (رهیاری) غیر قابل کنترل است و به نظر می‌رسد که در آینده‌ی نزدیک هم به همین شکل باقی بماند، چون هیچ “مقام مسوول”، یا هر ماهیت دیگری، وجود ندارد که به کوچینگ (رهیاری) اهمیت داده و بودجه‌ی لازم برای تحقق کنترل قانونی را فراهم سازد.

پس چیزی به نام نظارت (Supervision) به عنوان یک جایگزین مطلوب وارد میدان شده است. حالا اگر می‌خواهید در مقام یک کُوچ (رهیار) در یک محیط شرکتی مشغول به کار شوید، باید بگویید که یک ناظر یا سوپروایزر دارید و او را معرفی کنید و بگویید چند بار با آنها ملاقات داشته‌اید.

ادامه مطلب …

رهیاری یا کوچینگ چیست؟

۱۰ تعریف ره‌یاری (کوچینگ)

من مدتی به دنبال مفهوم و ماهیت ره‌یاری (کوچینگ) بودم و در این مقاله قصد دارم مجموعه‌ای از تعاریفِ ره‌یاری (کوچینگ) را که در این مدت به آنها برخورده‌ام برای شما بیان کنم.
اما پیش از آن باید تأکید کنم که در این تحقیقاتم به تعاریف و تعابیر مختلفی از ره‌یاری (کوچینگ) برخوردم که البته خبر خوب برای خودم این بود که بین این تعاریف تشابهاتی وجود داره که همه نشان از یک مفهوم واحد را دارد.

ادامه مطلب …

5 ways of listening for more impact

یک مهارت مهم در کوچینگ: گوش دادن

پنج روش گوش دادن برای تاثیر بیشتر

صمیمانه‌ترین شکل احترام، در حقیقت گوش کردن به آنچه که شخص مقابل می گوید، است.

Bryant H.McGill

 

مدیران، خوب می‌شنوند؛ رهبران، عالی گوش‌ می‌دهند. تفاوت بین گوش دادن و شنیدن در کشف تمام ابعاد گفتگو است، نه فقط کلمات.

یک درخت بخش‌های زیادی دارد و اگر ما تنها به بخش بیرونی و سطحی آن توجه کنیم، تمام آنچه از درخت خواهیم دید برگ‌ها، شاخه‌ها و تنه آن خواهدبود. درک بخش درونی و مرکزی درخت، سخت اما با ارزش است. وقتی تنها از بیرون تنه به درخت می‌نگریم، درک درون آن مشکل خواهد بود. زمانی‌که برای درک هسته و مرکز آن به درخت نزدیک می‌شوید، این نزدیکی موجب درک خاستگاه و سرچشمه‌ی درخت برای شما خواهد شد.

ادامه مطلب …

چرا کوچینگ؟ چرا کوچ؟

چرا رهیار (کوچ)؟

بعد از فارغ التحصیل شدن از دانشکده‌ی کسب و کار، یک هیات مدیره موسس من را برای راه‌اندازی سازمان جدیدی به نام شبکه سازمانی فناوری غیرانتفاعی استخدام کرد. قبلاً به صورت مشترک در نقش رهبری کار کرده بودم اما این اولین بار بود که به تنهایی مسوولیت مدیراجرایی را برعهده داشتم و فکر می‌کردم مسوولیت من یافتن و ایجاد بهترین ایده‌ها و پشتیبانی تهاجمی از آنهاست. ادامه مطلب …

12 روش برای تاثیرگذاری مثبت روی دیگران

چگونه یک مربی (منتور) فوق‌العاده باشیم؟

۱۲ روش برای تاثیرگذاری مثبت روی دیگران:

یک دقیقه به بهترین مربی‌ای که تا به حال داشته‌اید فکر کنید.

الزاماً او کسی از محل کارتان نیست، هرچند قطعاً می‌تواند باشد؛ اما مربی‌ها شکل‌ها و اندازه‌های متفاوتی دارند. مربی می‌تواند مدیر، همکار، والدین، دوست، کوچ، استاد دانشگاه یا هر شخص دیگری باشد که در دوره‌ای از زندگی شما مشاور خوبی بوده است. ادامه مطلب …

مهارت‌های نرم

چرا در جهان مسطح یادگیری مهارت‌های نرم مهم است؟

زمان زيادي تا سال ۱۴۰۰ و آغاز سده‌اي جديد باقي نمانده است. سده‌اي که پيش‌بيني مي‌شود در آن شاهد تغييرات بسياري در شيوه‌ي کار و زندگي باشيم. در طول دهه‌ي گذشته فن‌آوري اطلاعات و پديده‌هاي آن مانند شبکه‌هاي اجتماعي، ارتباطات همراه، بانک‌هاي اطلاعاتي گسترده و چند جانبه، پردازش‌هاي ابري و… که در اختيار ما قرار گرفته، موجب دگرديسي اين جهان به جهاني يک‌دست گرديده است که در آن بيش از هر زمان ديگري همه‌ي چيزها با همه‌ي افراد پيوند خورده‌اند: يک جهان مسطح! اما در اين جهان مسطح، وضعيت مشاغل چگونه است؟ انتظار مي‌رود در اين شرايط، دسترسي کارفرمايان و افراد جوياي کار به يکديگر ساده‌تر از قبل فراهم شود و رقابت‌ها هم در زمينه‌ي کسب شغل‌هاي جديد و هم در مورد جذب کارکنان مستعد، بيش از گذشته و اين بار در سطح جهاني به‌وجود آيد. ادامه مطلب …

منتورینگ یا مربی گری

اصول مربی‌گری (منتورینگ): راهنمای مربی‌ها به سوی موفقیت

با یادگیری بیشتر درباره‌ی منتورینگ (مربی‌گری) و ویژگی‌ها و فعالیت‌های یک منتور (مربی)، خود را برای مربی‌گری آماده کنید. یاد بگیرید که چرا زنان فنی به مربی نیاز دارند و چگونه می‌توان شاگردی با آینده درخشان پیدا کرد. ببینید چگونه از رابطه‌ی مربی‌گری سود خواهید برد و بایدها و نبایدهای مربی‌گری را یاد بگیرید.

مربی‌گری چیست؟

مربی‌گری فرایندی است که طی آن یک فرد، تخصص حرفه‌ای به همراه پشتیبانی خود را به یک همکار کم‌تجربه‌تر ارائه می‌کند. یک مربی مانند یک معلم، رایزن و حامی شاگرد عمل می‌کند. مربی‌گری با گذر زمان منجر به یک رابطه‌ی سودمند متقابل و حرفه‌ای می‌شود.

ادامه مطلب …

شغل ایده آل خودتو بساز!

با موسیقی موفقیت خودمان برقصیم

برای تحقق رویاها، نت‌های موسیقی درونِ خود را پیدا کنیم و بنوازیم. مقاله‌ی زیر سخنان «رضا بهرامی‌‌نژاد» فیلمساز، عکاس و مدیر هنری است. او وقتی دکمه‌ی توقف زندگی خود را فشار می‌دهد و لحظاتی یه مسیری که تاکنون آمده می‌نگرد، تصمیم به شروع مسیر تازه‌ای می‌گیرد، مسیری که مال اوست. او در شروع خلق کسب‌و‌کار شخصی خود با چالش‌هایی روبروست اما نهایتا با فایق آمدن بر چالش‌ها، مسیر خود را خلق می‌کند.
او می‌گوید: «مشکل من با دنیای بزرگ‌سالان این است که خیلی چیزها در آن تعریف شده است. خیلی چیزها در این دنیا قطعیت دارد. در این دنیا وقتی تصمیمی می‌گیری اینقدر در چارچوب‌ها تو را محسور می‌کنند که بی‌چاره می‌شوی. ادامه مطلب …

یک تیم روان

روانِ‌ سازمان، سازمانِ‌ روان (۱)

همواره وقتی صحبت از استراتژی و موفقيت به ميان مي‌آيد، لغاتی چون حال و آینده، مبدا و مقصد، وضعیت موجود و وضعیت مطلوب در ذهن تداعی می‌شود. سپس در بهترین حالت، با ارزیابی وضعیت موجود و ترسیم آینده‌ی مطلوب توسط اهداف کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت برنامه‌های اجرایی جزیی‌تر شامل منابع ، زمان و نقاط کنترلی، طراحی شده و ابلاغ می‌گردد. در طول مسير، وضعیت با تمام قوا پایش می‌شود و انحراف از برنامه گزارش و راه حل‌های مناسب، به موقع تعریف و اجرا می‌گردند. اما در قرنی که بنا بر آمار، ۷۲ درصد از کل فروش یکی از موفق‌ترین شرکت‎های دنیا، شرکت اپل، از طريق محصولاتی بوده است که پنج سال پیش حتی در تصور نیز نمی‌گنجیدند، آیا تنها با اتکا به روش‌های فوق امکان موفقیت برای همه شرکت‌ها وجود دارد؟ آیا به‌راستی تمام توان سازمان رسیدن به اهدافی است که مدیران مشخص می‌کنند؟ با توجه به سرعت زیاد تغییرات در قرن حاضر، آیا تمامی اهداف سازمان، بدون تغییر باید دنبال شوند؟ ادامه مطلب …

کنار گذاشتن پیش فرض ها

کنار گذاشتن پیش فرض ها

یادم می‌آید کمتر از ۷ سال داشتم که پدرم فوت شد. مادرم تعریف می‌کند چون خیلی بچه حساس و وابسته به پدرم بودم، نگران بوده که اگر من موضوع مرگ پدرم را بفهمم چه خواهد شد. به همین دلیل مرگ او را حدود یک ماه از من پنهان می‌کند و به من می‌گوید که پدرم به ماموریت رفته است. در طول این یک ماه مدام داستان‌هایی از افراد موفق و مشهور دنیا را برایم تعریف می‌کرد که در همه موارد، آن افراد یا پدر و مادر نداشته یا در سن کودکی آنها را از دست داده بودند. اواخر یک ماه وقتی از او می‌پرسم: «مامان پس بابا کی بر‌می‌گردد؟» با خونسردی می‌گوید: «پسرم من از تو بیشتر از این انتظار داشتم. دیگر بزرگ شده‌ای و فکر می‌کردم تا حالا خودت باید فهمیده باشی که پدرت مرده است و دیگر برنخواهد گشت.» مادرم از برخورد من کاملا متعجب می‌شود؛ چراکه من با خوشحالی از او پرسیده بودم: «پس تو کی می‌میری تا من بتوانم موفق و مشهور شوم.»

ادامه مطلب …