ما از تیمهای مدیریتی 102 هتل ایالات متحده تحقیقی انجام دادیم تا رابطه بین توانمندسازی رهبری – از طریق اشتراکگذاری دانش – را با عملکرد تیم در آنها بررسی کنیم. نتایج نشان داد که توانمندسازی رهبری از طریق اشتراکگذاری دانش با کارایی تیم، ارتباط مثبت دارد، که افزایش هر دو باعث بهبود عملکرد تیم میشود.
در میان رفتارهای متنوع رهبران، رفتارهای توانمندسازی رهبری از اهمیت ویژهای برخوردار است. توانمندسازی رهبری از دو منظر مورد مطالعه قرار گرفته است. در منظر اول بر اقدامات رهبر – به ویژه تقسیم قدرت یا دادن مسئولیت و خودمختاری به کارکنان – متمرکز است.
دیدگاه دوم بر روی پاسخ کارکنان به توانمندسازی، به ویژه بررسی انگیزه آنها تمرکز دارد.
مطالعه ما بر ادغام این دو دیدگاه استوار است و بر اساس آن، قدرت رهبری ممکن است بر عملکرد تیمهای مدیریتی تأثیر بگذارد.
ما در این بررسی دو هدف خاص داشتیم.
اول، اگرچه توانمندسازی رهبری برای عملکرد تیم مهم شناخته شده است، اما تعداد کمی از مطالعات مکانیسمهایی را بررسی کردهاند که توانمندسازی رهبری و عملکرد تیم را به ویژه در تیمهای مدیریتی پیوند میدهد.
یک سوال مهم این است که آیا برای رهبران کافی است که تعدادی از رفتارها را به نمایش بگذارند تا عملکرد موثری در تیمها ایجاد شود؟
ما استدلال میکنیم که رابطه بین رفتارهای رهبر و عملکرد تیم پیچیدهتر از تصویب ساده رفتارها است. در عوض، ما دو مکانیسم را پیشنهاد میکنیم.
ما نقش به اشتراکگذاری دانش را به عنوان یک فرآیند تیمی و اثربخشی تیم را به عنوان یک وضعیت نوظهور در توانمندسازی روابط رهبری و عملکرد در نظر میگیریم.
فرایندهای تیمی وسایلی هستند که توسط آنها اعضا به طور متقابل برای استفاده از منابع مختلف کار میکنند، اما حالات نوظهور به “حالات شناختی، انگیزشی و عاطفی تیمها” اشاره میکنند.
اشتراک دانش یک فرایند تیمی است که اعضای تیم ایدهها، اطلاعات و پیشنهادات مربوط به وظایف را با یکدیگر به اشتراک میگذارند.
کارآمدی تیم یک وضعیت نوظهور است که نشاندهنده اعتقاد اعضای تیم در توانایی مشترک آنها در انجام برخی رفتارهای لازم برای دستیابی به سطح مطلوب عملکرد در کارهای خاص است. به اشتراکگذاری دانش و اثربخشی تیم هر دو عوامل مهم در عملکرد تیم هستند.
در تلاش خود برای بررسی پیوند بین رفتار رهبر و نتایج تیم، محققان به ندرت فرآیند تیم و مفاهیم حالت نوظهور را به طور همزمان در مدلهای خود گنجاندهاند، هرچند هر دو دسته مفاهیم واسطه مهم هستند.
بنابراین، یکی از اهداف مطالعه ما بررسی دو دسته از واسطهها بود که رهبری را به عملکرد تیم متصل میکند: اشتراک دانش به عنوان یک فرآیند تیمی و کارآمدی تیم به عنوان یک وضعیت نوظهور.
سهم ما افزایش درک این پدیدهها است؛ نه تنها برای کمک به دانشمندان برای درک بهتر رابطه پیچیده بین توانمندسازی رهبری و عملکرد تیم، بلکه همچنین به مدیران در تطبیق تلاشهای خود برای افزایش عملکرد تیم کمک میکند. دوم، توانمندسازی رهبری عمدتا با توجه به کارکنان فردی یا تیمهای غیر مدیریتی مورد مطالعه قرار گرفته است.
هدف دوم ما در این تحقیق گسترش دامنه توانمندسازی تحقیقات رهبری به تیمهای مدیریتی بود. تیم مدیریت مسئول عملکرد کلی یک واحد تجاری است. علیرغم اهمیت تیمهای مدیریتی در عملکرد سازمانی، رهبری، فرایندهای تیمی و حالات نوظهور در تیمهای مدیریتی به اندازه سایر انواع تیمها به طور مفصل مورد بررسی قرار نگرفته است.
با این حال، چنین تحقیقات بسیار مهم است زیرا بر خلاف تیمهای غیرمدیریتی، که تمرکز آنها بر مجموعهای از وظایف تیمی است، تیمهای مدیریتی فقط تا آنجا موثر هستند که بتوانند سطح بالایی از عملکرد را توسط یک واحد تجاری مهم یا کل یک شرکت ایجاد کنند.
بنابراین، مشخص نیست که کدام تیم برای تسهیل نتایج واحد تجاری اصلی “مقیاس” میابد. علاوهبراین، یافتههای حاصل از تحقیقات در مورد انواع دیگر تیمها لزوماً به تیمهای مدیریتی تعمیم نمیابد.
رابطه توانمندسازی رهبری با به اشتراکگذاری دانش و کارایی تیم:
اشتراک دانش را میتوان اشتراک گذاشتن ایدهها، اطلاعات و پیشنهادات بین اعضای تیم تعریف کرد. یک مطالعه نشان داد که از تقریباً 2000 شرکت آمریکایی مورد بررسی، 34 درصد از سیستمهای مدیریت دانش استفاده میکنند.
اشتراک دانش یکی از اجزای مهم مدیریت دانش است، زیرا به کدگذاری مخزن دانش موجود در یک سازمان و افزایش آن در طول زمان کمک میکند. به اشتراکگذاشتن دانش یک فرایند مهم تیمی است، زیرا اگر دانش به اشتراک گذاشته نشود، منابع شناختی موجود در یک تیم کم استفاده میشود.
به اشتراکگذاری دانش به طور خودکار در یک تیم اتفاق نمیافتد و رهبر تیم نقش مهمی در تحقق آن دارد. توانمندسازی رهبری را میتوان با رهبری خودکامه مقایسه کرد و یکی از تفاوتهای اصلی در نتایج این است که رهبری خودکامه مانع از اشتراک دانش اعضای تیم میشود. بنابراین، اشتراک دانش یک مزیت بالقوه مهم برای تقویت رهبری است.
برخی از محققین یک رهبر حمایتی (حمایت یکی از جنبههای یک رهبر توانمندساز) را به عنوان فردی که به پیروان را راهنمایی میکند، با آنها منصفانه رفتار میکند و ورودیهای آنها را ارزشمند میداند، تعریف کردند.
بر این اساس، اعضای تیم به دلیل مشارکت در ایدهها و اطلاعات، به رسمیت شناخته میشوند و این باعث میشود دانش منحصربفرد خود را با یکدیگر به اشتراک بگذارند.
به طور مشابه، رفتارهای تصمیمگیری مشارکتی و مربیگری یک رهبر توانمند، اشتراک دانش را در تیمها نیز تشویق میکند. وقتی یک رهبر مدلسازی میکند و در تصمیمگیری مشارکت میکند، فرصتهای بیشتری برای به اشتراک گذاشتن ایدههای اعضای تیم وجود خواهد داشت.
به عنوان مثال، یک رهبر ممکن است به اعضای تیم فرصت بدهد تا نظرات خود را بیان کرده و آنها را تشویق به بیان پیشنهادات کنند.
در چنین شرایطی، احتمال اینکه ورودی اعضای تیم بر تصمیمگیری آنها تأثیر بگذارد بیشتر است و بنابراین اعضای تیم ممکن است به اشتراکگذاری دانش خود را عملاً مرتبط بدانند.
اطلاعرسانی و اعطای خودمختاری، انگیزه برای جستوجوی راهحل در داخل و خارج از تیم و تلاش بیشتر برای کمک به یکدیگر از طریق به اشتراکگذاری دانش است.
رفتار کوچینگی یک رهبر توانمند، شامل تشویق اعضای تیم برای حل مشکلات با هم و در نتیجه فراهم آوردن فرصت برای به اشتراک گذاشتن دانش خود است. بنابراین، به دلایل فوق، به احتمال زیاد یک رهبر توانمند به اشتراکگذاری دانش را ارتقا میبخشد.
در سطح مفهومی، رفتارهای رهبران که تسهیم قدرت و انگیزه ذاتی زیردستان را افزایش میدهند، احتمالاً کارآیی آنها را نیز بالا میبرد. این ایده را میتوان با بررسی پیوندهای کارایی تیم و مثالهای مختلف توانمندسازی رفتارهای رهبران به طور خاصتر نشان داد.
رهبری در عمل، تعهد رهبر را نسبت به کارش نشان میدهد و به زیردستان نشان میدهد که چگونه میتوان عملکرد موثری را به دست آورد. در نتیجه اثربخشی آنها را از طریق یادگیری مشاهدهگری افزایش میدهد.
تصمیمگیری مشارکتی به دنبال جلب نظر اعضای تیم در تصمیمگیری است. ممکن است به زیردستان فرصت دهد تا دانش خود را گسترش دهند، از یکدیگر بیاموزند و مهارتهای جدیدی کسب کنند و در نتیجه کارایی آنها را افزایش دهند.
کوچینگ اعضای تیم را آموزش میدهد و آنها را قادر میکند تا به طور مستقل عمل کنند و در نتیجه اثربخشی آنها را افزایش میدهد.
رفتارهای آگاهکننده رهبر نیز به احتمال زیاد با کارآمدی تیم ارتباط مثبت دارد. اطلاعات مربوط به محل هدایت یک سازمان “توانایی افراد را در تصمیمگیری و تأثیرگذاری مناسب بر اهداف سازمان افزایش میدهد”.
به همین ترتیب، دسترسی به اطلاعات استراتژیک میتواند به اعضا در تعیین شیوههای صحیح اقدامات کمک کند و در نتیجه کار تیم را افزایش دهد. نشان دادن نگرانی به حمایت یک رهبر در قالب اعتماد، توجه به رفاه زیردستان و تمایل به کمک اشاره دارد.
ترس، اضطراب و استرس حالات برانگیختگی عاطفی هستند که کارآیی شخصی را کاهش میدهد. بنابراین، رهبری که نگرانی خود را نشان میدهد و حمایت اجتماعی ارائه میدهد، بر کارایی تیم تأثیر مثبت دارد. بنابراین، ما انتظار داریم که رابطه مثبتی بین توانمندسازی رهبری و کارآیی تیم در تیمهای مدیریتی وجود داشته باشد.
رابطه به اشتراکگذاری دانش و کارایی تیم با عملکرد تیم:
اشتراک دانش به دو دلیل منجر به عملکرد بهتر تیم میشود: بهبود تصمیمگیری و هماهنگی.
محققان دریافتند که افزایش اشتراک دانش منجر به در نظر گرفتن جامعتر گزینهها و استفاده بهتر از دانش موجود در یک تیم میشود و در نتیجه به تصمیمگیری بهتر کمک میکند.
به اشتراکگذاری دانش همچنین به دلیل تأثیر مفید بر هماهنگی تیم، به احتمال زیاد عملکرد تیم را بهبود میبخشد.
استدلال میا این است که به اشتراکگذاری دانش به ایجاد مدلهای ذهنی مشترک و توسعه حافظه فعال کمک میکند. بنابراین باعث هماهنگی بهتر بین اعضای تیم میشود.
مدلهای ذهنی مشترک را میتوان به عنوان دانش مشترکی که اعضای تیم در مورد وظایف و / یا فرایندهای اجتماعی خود دارند، تعریف کرد.
اگر اعضا اطلاعات را در طول زمان به اشتراک بگذارند، آنها توانایی تشخیص و پردازش اطلاعات را در بلوکها یا الگوها به جای واحدهای مجزا پیدا میکنند.
این پردازش الگو سریعتر از پردازش تک قطعات اطلاعات است. بنابراین، به اشتراکگذاری اطلاعات در طول زمان میتواند منجر به توسعه شهود جمعی شود.
با توجه به تجربه در به اشتراکگذاری دانش، اعضای تیم میتوانند حتی نشانههای کوچک دیگران را درک کرده و جاهای خالی را پر کنند. بنابراین، به اشتراکگذاری دانش به شکلگیری مدلهای ذهنی مشترک کمک میکند و افراد را قادر میکند در حین انجام وظیفه، “در یک صفحه” باشند و به عملکرد تیمی بالاتری دست یابند.
شواهد زیادی تأثیر مثبت مدلهای ذهنی مشترک بر عملکرد تیم را نشان میدهد.
به اشتراکگذاری دانش همچنین ممکن است منجر به بهبود هماهنگی به دلیل توسعه حافظه فعال شود، که به عنوان دانش “چه کسی میداند” در یک تیم تعریف شده است.
حافظه فعال زمانی شکل میگیرد که افراد در مورد حوزههای تخصص سایر اعضای تیم چیزی بیاموزند. با شکلگیری حافظه فعال، به احتمال زیاد هماهنگی بهبود میابد؛ زیرا همکاران میتوانند رفتار یکدیگر را پیشبینی کنند.
یک پژوهشگر استدلال کرد که تعاملات مکرر، هنگامی که اعضای تیم اطلاعاتی را نشان میدهد که دانش تخصصی آنها را فاش میکند، یادگیری در مورد زمینههای تخصصی دیگر اعضا را تسهیل میکند. اعضا اطلاعاتی را که نشاندهنده دانش تخصصی آنها است را افشا میکنند. او دریافت که تبادل دانش در تیمها منجر به شکلگیری حافظه فعال میشود که در عملکرد بالاتر موثر است.
در مورد تیمهای مدیریتی، کارآیی بالای تیم احتمالاً منجر به پاسخ سریعتر به اقدامات رقیبان، استراتژیهای تهاجمیتر و پایداری در دستیابی به اهداف بالا میشود. بنابراین، اثربخشی بالای تیمهای مدیریتی میتواند دارایی مهمی برای افراد سازمان باشد.
با این حال، علیرغم اهمیت آن، ما هیچ مطالعهای در مورد تیمهای مدیریتی که رابطه بین کارآیی و عملکرد تیم را بررسی کردهاند، نمیشناسیم.
گیبسون (پژوهشگر) استدلال کرد که در مورد تیمهایی که وظایف نامعلوم و پیچیده را انجام میدهند (به عنوان مثال، تیمهای مدیریتی)، “گروههای دارای اثربخشی بالا ممکن است در مسیری قدم بگذارند که معتقدند منجر به اثربخشی میشود. اما به دلیل ابهام ذاتی وظیفه، شانس آنها برای دستیابی به عملکرد موثر کم است.”
وی افزود: ممکن است گروهها مطمئن نباشند که چگونه عملکرد خوبی در کارهای بسیار نامعلوم در گذشته داشتهاند. توجه به این نکته ضروری است که تیمهای مدیریتی در سازمانهای واقعی تفاوتهای قابل ملاحظهای با تیمهای آزمایشگاهی دارند (به عنوان مثال، تیمهای مدیریتی بسیار بیشتر در خطر هستند و بازه زمانی بسیار طولانیتری دارند).
با توجه به شواهد قوی مبنی بر رابطه مثبت بین کارآیی و عملکرد تیم، ما انتظار داریم که رابطه مثبتی بین کارایی و عملکرد تیم در مطالعه تیمهای مدیریتی وجود داشته باشد.
رابطه بین توانمندسازی رهبری و عملکرد تیمی:
استدلال ما این است که توانمندسازی رهبری با اشتراک دانش و کارایی تیم ارتباط مثبت دارد، که به نوبه خود، هر دو با عملکرد تیم ارتباط مثبت دارند.
توانمندسازی رهبری رابطه مستقیمی با عملکرد تیم دارد. بدین معنا که به اشتراکگذاری دانش و کارایی تیم، رابطه بین توانمندسازی رهبری و عملکرد تیم را واسطه میکند.
تحقیقات نشان داده است که توانمندسازی رهبری به دلیل احتمال ابتکار عمل اعضای تیم در حل مشکلات، افزایش سرعت پاسخگویی اعضای تیم و بهبود کیفیت زندگی کاری تیم، برای عملکرد تیم مفید خواهد بود.
قدرتمندسازی رهبری و عملکرد تیم با یکدیگر رابطه مثبت دارند و این تأثیر تا حدی با توانمندسازی روانشناختی که اعضای تیم تجربه کردهاند، واسطه شده است.