افشین چایچی نصرتی
/5

افشین چایچی نصرتی

کوچ زندگی و مدیران اجرایی

حوزه های تخصصی:

پیشنهادات:

به شما کمک می‌کنم که برای تجربه یک زندگی موثر آنچه که می‌توانید باشید را به جای آنچه که هستید ببینید و برای دستیابی به آن اقدام کنید.

داستان من

توضیحات

داستان من:

از کودکی نظاره‌گر روابط و نوع تعاملات بودم و کیفیت آنها مرکز اصلی توجه و پرسشگری ام بود، هرچند ناخودآگاه و بدون تفکر نقادانه یا خلاقانه. همیشه مُشتاق پشتیبانی و حمایت از همکارانم و خلق شیوه های بهبود عملکرد سازمان در کلیه‌یِ بخش های آن بوده و مشابه همین رویکرد را در کانون خانواده، دوستان و اطرافیانم جستجو می کردم، یک حس مسئولیت و انگیزه‌یِ حمایتی در تغییر وضعیت اطرافیانم از خوب به بهتر.
در عین حال، هرگز و در هیچ دوران کاری و ارتباطی ام احساس رضایتمندی نداشتم. هرچند که نسبت به نارضایتی خودم کاملا آگاه بودم با وجود تلاش های بسیار زیاد در جهت تغییر وضعیت و بهبود شرایط نامساعدم، دستاوردی به جُز جابجایی‌های متعدد محیط های کاری ام و مطالعات گسترده در حوزه‌ی روانشناسی و موفقیت بدست نیاوردم اما همین اندک، خود کوله‌باری بود از تجربه و دگردیسی‌های فکری‌ام که در میانه‌یِ سال ۱۳۸۹ یک نکته‌یِ قابل تأمل به عنوان انگیزه بخش ترین دلیل ترک حرفه‌یِ حسابداری و جستجوی عمیق تر خود، من را به سمت مطالعات

بیشتر و شرکت در دوره های آموزشی متعدد کشاند، اینکه متوجه شده بودم:
خود حقیقی ام در تعاملات با انسانها فرصت ظهور و ابراز وجود پیدا می کند
اما چگونه و چطور، نمی‌دانستم !
نیمه دوم فعالیت‌های کاری‌ام را به گروه شغلی بازاریابی و فروش اختصاص دادم و باوجود رضایت‌مندی و احساس ارزشمندی بیشتر هنوز گویا یک جای کار می‌لنگید که در اواخر سال ۱۳۹۱ با موسسه گالوپ، تحقیقات گسترده آن در حوزه رضایت‌مندی و همچنین آزمون کشف نقاط قوت آن آشنا شدم که سریع‌تر از انتظاراتم نقطه‌یِ عطف و دومین انگیزه‌یِ موثری شد تا هرچه بیشتر خودم را مورد کاوش و بررسی قرار دهم.
مطالعاتم را در حوزه‌ی روانشناسی مثبت‌گرا، روان‌درمانگری، بحران هویت و معناگرایی، تسهیلگری و کارایی آن، کوچینگ و ویژگی های آن ، زبان بدن و ارزشمندی ارتباطات غیر کلامی، استعدادیابی و استعداد پروری و حتی جامعه شناسی جامعه ایرانی و … بسط و توسعه داده و همچنان در حال مطالعه می باشم. در حال حاضر با آگاهی بسیار عمیق تری از ویژگی های شخصی و استعدادی‌ام و با چشم انداز بهبود، توسعه و اعتلای رضایت‌مندی سرمایه های انسانی در زندگی شخصی و حرفه ای شان به عنوان یک کوچ زندگی و مدیران اجرایی مشغول به فعالیت و کسب تجربه هستم.

تجربه کوچینگ با من:

فلسفه یکی از موضوعات مورد علاقه من بوده و هست و اگزیستانسیالیسم نظریه‌ی فلسفی مورد علاقه من .

طبق تفکر اگزیستانسیالیستی ، هویت ما ثابت نیست:

ما از طریق انتخاب هایی که در زندگی انجام می دهیم به همان چیزی که هستیم تبدیل می شویم. وقتی به زندگی خودم نگاه می کنم ، احساس می کنم که بحران های وجودی یکی پس از دیگری در آن طنین انداز بوده و هست!

حدس من این است که از طبیعت من باشد؛ همیشه کوک فلسفی من در جوش خروش و بی‌قرار بوده وهست ، همواره تمایل دارم که معنای چیزها را زیر سوال ببرم و وزن آنها را هر از چندگاهی بررسی کنم و البته خودم را در این فرایند مجدداً اختراع کنم ، هدفم این است که تا حد امکان معتبر/اصیل باشم.

اما واقعیت این است که به ندرت می دانیم که چه کسی هستیم و چه چیزی برای ما خوب است و به همین خاطر بعضی اوقات در فکر فرو می‌روم که اگر در گذشته همین حد آگاهی را می‌داشتم ، زندگی من چگونه رقم می خورد.احتمالاً انتخاب های بسیار متفاوتی می‌داشتم ، اما بازگشت به گذشته دیگر فایده ای ندارد چرا که در زندگی واقعی، اوضاع هرگز کاملاً واضح و روشن نیست.

گرچه کارآمدی کوچینگ احتمالاً به این دلیل است که مراجعین ترغیب نمی شوند تا بیش از حد در ارتباط با گذشته صحبت کنند، اما به اعتقاد من مشاهده‌ی گذشته می‌تواند به ما کمک کند تا ریشه های هرگونه رفتارهای مسأله آفرین را تشخیص دهیم که غالباً نقطه‌ی شروع هرگونه تغییر مثبت است.

اغلب که از من سئوال می‌شود کوچینگ چیست و من به عنوان یک کوچ چه می‌کنم، پاسخ دادن به آن را بسیار سخت می بینم،تصور کنید که اکنون می‌بایست به این پرسش پاسخ دهم که مراجعینم با من در یک جلسه‌ی کوچینگ دقیقا چه تجربه ای را خواهند داشت !

می‌توانم این پرسش را اینگونه برای خودم تغییر دهم که ” من به عنوان یک کوچ اگزیستانسیال دقیقاً چه کاری انجام می دهم؟ ” تا پاسخ شسته رفته تری را به مراجعین احتمالی ام تحویل دهم. کوچینگ اگزیستانسیال منطقه‌ی خاکستری نهایی بین کوچینگ و روان‌درمانگری است، زیرا امکان کاوش عمیق در خود را نسبت به سایر اشکال کوچینگ فراهم می کند. رویکرد اگزیستانسیال به جای استفاده از دیگر مدل های کوچینگ و تثبیت راه حل ها، ایجاد یک فضای امن را تقویت می کند که به درون نگری دامن می زند. زیرا فقط از طریق افزایش خودآگاهی است که می توانیم واقعاً تغییر کرده و در زندگی پیش برویم.

به طور خلاصه، کوچینگ اگزیستانسیال یک رویکرد فلسفی برای ایجاد تغییر در زندگی ما است. من به عنوان یک کوچ اگزیستانسیال، تلاش می کنم تا مراجعینم را برای خلق تغییرات، برنامه ریزی برای آینده مطلوب و مورد نظرشان و دستیابی به بینش جدید در مورد خودشان همراهی کرده این فرایند مستمر و پیوسته را به بهینه ترین وجه ممکن برایشان تسهیل کنم.

به عنوان یک کوچ اگزیستانسیال با مراجعینم کار می کنم تا جهان بینی شان را روشن کنند ، بفهمند که چگونه این امر بر انتخابها و روابطشان تأثیر می‌گذارد و ارزش های شان را شفاف تر ببینند. این قسمت ها شاید جنبه های بارز فلسفی در این رویکرد باشد اما بخشی که سنجش آن دشوارتر است و من فکر می کنم واقعاً کار من را به عنوان یک کوچ اگزیستانسیال تحت تاثیر قرار می‌دهد ، قسمتهایی است که کمتر قابل لمس است.

کار با پارادوکس ها و ابهامات ، مدیریت بحران و چالش ، پذیرش مسئولیت در برابر انتخاب های ما ، کاوش در معنای اصیل بودن ، پذیرفتن شکست های اجتناب ناپذیر ما ، کمبودها و …. .

این موارد چرا برای من بعنوان یک کوچ اگزیستانسیال مهم است؟

خب ، اگر می خواهیم منابعی برای پیشرفت زندگی خود انتخاب و تغییر داشته باشیم ، باید این کار را انجام دهیم. ایجاد تغییر پایدار به معنای پرورش نوعی استحکام اگزیستانسیال و درک فلسفی از عملکرد درونی شخص است. برای تبدیل شدن به خود اصیل و ماندن در آن حالت آگاهانه تکامل ، بیش از تلاش برای رسیدن به نقطه پایان ثبات و کمال که هرگز نمی تواند وجود داشته باشد ، توانمندی لازم است.

من بعنوان یک کوچ اگزیستانسیال تغییر را برای مراجعین خود تسهیل می کنم نه اینکه یک نسخه افسانه ای بپیچم و یا یک نسخه مناسب برای همه در اختیار داشته باشم بلکه یک نسخه کاملاً شخصی و فلسفی را به همراه مراجعم تهیه می‌کنیم.

با مراجعینم همراهی می‌کنم تا پیچیدگی‌های خود را ابراز کنند و با این کار آنها را قادر می‌سازم تا در مورد چگونگی برداشتن عاملیت خود و تجربه‌ی پیچیده‌ی انسان بودن خود تصمیم بگیرند.

 

توصیه من:

  • کوچینگ فردی
  • کوچینگ مدیران اجرایی
  • کوچینگ گروهی طلاق
  • کوچینگ گروهی رهایی از سیگار
  • کوچینگ فرزندپروری

 

تجربیات و مدارک:

  • دارای مدرک ACSTH از آکادمی FCA
  • دارای مدرک کارشناسی حسابداری
  • مدیرعامل موسسه کلام یادگیری فردا (کیفکو) ۱۳۹۹ تا حال حاضر، فعال در صنعت کوچینگ
  • مدیر بازاریابی تریتا درمانگر پارس و مدیر توسعه کسب و کار تیراژه درمان ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۷، فعال در صنعت تجهیزات پزشکی و دارویی
  • کارشناس فروش چارگون ۱۳۹۱ تا ۱۳۹۳، فعال در صنعت تولید نرم افزارهای سازمانی
  • کارشناس فروش پرتو رایان درمان، نماینده انحصاری شرکت Karl Storz آلمان در ایران ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۱، فعال در صنعت تجهیزات پزشکی
  • کارشناس بودجه و گزارشات و رئیس حسابداری صنعتی شرکت کدبانو ( دلپذیر ) ۱۳۸۷ تا ۱۳۸۸ فعال در صنعت مواد غذایی
  • کارشناس مالی و اداری کنسرسیوم پتروپارت، کنسرسیوم سیدم-کمار، پروژه اصلاحات بخش مسکن بانک جهانی ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۷، فعال درصنایع، نفت، گاز، پتروشیمی و عمرانی

 

مناسب چه مخاطبینی نیستم:

  • افرادی که به دنبال دریافت نظر مشورتی هستند
  • افرادی که انتظار دارند در حکم چوب جادو برایشان باشم
  • افرادی که به دنبال همراهی جهت تایید و تشویق نظرهایشان هستند
  • افرادی که تنها یک جفت گوش برای درد دل کردن طلب می کنند
  • افرادی که صرفا خواهان حق دادن به آنها از طرف من هستند

توضیحات تکمیلی

تجربه کاری

شهر

, ,

15 دیدگاه برای افشین چایچی نصرتی

  1. آتوسا سرمست

    شما در راستای هویت و فلسفه ی وجودی ام خیلی به من کمک میکنید که مساله ی هویتی ام رو بیشتر ببینم، چیزی که با یکسال دوره خودشناسی رفتن بهش پی نبرده بودم این مدت تاحدودی برام مشخص شد گرچه هنوز مسائلی هست که باید بهش بپردازم ولی چراغ روشنی بدستم دادید تا جایی بتونم پیش برم . مساله ای که هست اینکه من توی مدرسه اشتغال با وصف اینکه کوچ داشتم و توی دوره ی دانشگاهیم روانشناس داشتم و این مدت هم پیش روانپزشک رفتم به توصیه ی شما، خیلی اوقات نمیدونستم مساله ی اصلیم چی هست، هنوز درست نمیدونستم من مدام پیش از این بیمار بودم یا شاید نمیدونستم دقیقا چم شده، گاها تا جایی پیش میرفتم سابق ولی کم میاوردم و مثلا داروی دکتر گوارش تا دو هفته اثر میکرد و با اولین تنش یا اصلا مساله ی نه چندان با اهمیت به هم میریختم.
    خب هنوز خیلی راه دارم پیش رو، خصوصا اینکه هنوز چکاپ که قرار شد برم رو نرفتم به خاطر ترس از کرونا و اینکه نمیدونم شاید هم بیهوده عقبش انداختم ولی توی اولین فرصت بعد از تعطیلات شنبه میرم اونو انجام میدم. و همینطور پادکست و ادامه ی کتاب …
    آها یه چیزی راستش اینکه ابتدای کوچینگ مثلا جلسه ی اول و دوم و با وجود اون همه آشفتگی ذهنی من شما گفتید که اگر شما نتونستید منو ارجاع میدید به روانشناس یکم بیشتر به خودم گره خوردم و امیدوار بودم مسیر مشخص میبود ولی خب کم نیاوردم رفتم مرکز بهداشت نزدیک تر به خونمون و دیدم مشاور دارن و رایگان اما خب مساله ی من با روانشناسی بیشتر گره میخورد سابق امتحان کرده بودم بیشتر میپیچیدم به گذشته، به خاطر همین امیدوار بودم که شما بتونید کاری کنید.
    از اینکه وعده ها و توصیه ی دلخوش کنک بهم ندادید هم ممنونم مثلا اینکه فردا حالت خوب میشه و پاشو برو بشین مقاله تو بنویس و از فردا شروع کن و اینجور صحبتها که توی دوره ی کوچینگ فردی سابق شنیدم که اصلا موثر نبود و بعد از سه روز و نهایت دو ماه جوو محیط فروکش کرد و من بیشتر بیمار شدم، ممنون که از این وعده ها بهم ندادید.
    من خیلی زودرنج ام و به قول شما لوس میشه اسمشو گذاشت 😅 یک جایی بهم یک استپ فکری نسبت به گذشته گفتید بعد از گریه کردن فکر کنم خیلی بهش نیاز داشتم که اگر از کسی دیگه مثلا مادرپدرم موقع درددل کردن شنیده بودم ناراحت میشدم ازشون و دیگه ادامه نمیدادم صحبتمو ولی بعدا که فکر کردم متوجه شدم که یه جایی باید این مسیر روایتگریم رو متوقف کنم و رو به جلو پیش ببرم
    ممنونم ازتون 🌱

  2. البرز

    وقتی که من جلساتم رو با آقای چایچی شروع کردم میدونستم نیاز به تغییر تووجودم دارم ولی نمیدونستم باید از کجا این تغییر رو شروع‌کنم. در جلساتم به کمک تمرین ها و فیدبک هایی که از آقای چایچی گرفتم تونستم سریع تر و هدفمندتر به اهداف زندگیم نگاه و “اقدام به عمل” کنم. درطول جلساتم، آقای چایچی رو فردی “قابل اعتماد” ، “شنوا” و “صبور” دیدم و این حس خیلی به کیفیت و سرعت پیشرفتم کمک کرد. از ایشون خیلی ممنونم.

  3. مهدی طارقی

    برای من به‌شخصه یه تجربه جدید و باارزش بود؛ روندی که توی جلسات طی می‌شد رو به‌شدت دوست داشتم و هر لحظه حس می‌کردم که دارم به اطلاعات بیشتری نسبت به خودم دست پیدا می‌کنم و می‌تونم خودم رو از زوایای مختلفی ببینم.
    و خب همه اینها تنها در صورتی اتفاق می‌افته که کوچ، این بستر رو برای مراجع خودش فراهم کنه؛ که این اتفاق در جلساتی که با آقای چایچی داشتم به زیبایی رخ می‌داد.

  4. الهام ملکی

    عالی بود

  5. Alireza

    سلام و وقت بخیر
    در جلسه که با آقای چایچی داشتم حس کردم که مسیری که من دارم طی میکنم رو دقیق میشناسن، و انگیزه ایشون برای رسیدن به جواب بیشتر از من بود. تلاششون برای اینکه من از مخمصه ذهنی بیرون بیام قابل تحسین بود. درکل ممنونم از ایشون که انقدر درست و قابل اعتماد بودند.

  6. فرزاد

    تجربه کوچینگ با افشین برای من لذت بخش بود، نتایج جلسات کشف علاقه و استعداد من در زمینه شغلی و کاری بود که با کمک کشف صورت گرفته برنامه و چشم اندازی برای تغییر شغل و قدم برداشتن تا رسیدن به موقعیت مورد علاقه و مطلوب من اتفاق افتاد.

  7. امیرحسین قاضی

    شنونده‌ای کنجکاو، دقیق و همراه، که از پرسیدن ابایی ندارد و واقعیت محض را پیش رویت می‌گذارد. در جلسات افشین، تو با خودت مواجه می‌شوی و یکی ار گزینه‌های پیش رو را انتخاب می‌کنی و جز این راهی نداری

  8. بهروز حسین زاده

    سلام
    تجربه ای که با شما داشتم یکی از بهترین های جلسه ای بود که کل دورانم داشتم ، مسیری بهم نشون دادین که اول و مهمتر از همه خودمو بشناسم و بتونم تا حدودی چه زندگی چه کار و تحت کنترل بیشتری بگیرم و موضوعاتی که تو جلسات صحبت میکردیم و حسابی به عمقش میرفتیم از پایه بررسیش میکردیم
    جلسه های فوق العاده ای با شما داشتم
    عالی هستین
    برای همه چی ازتون ممنونم 🙏🏼🙏🏼🙏🏼

  9. شهريار عسگري

    اشنايي من با افشين به واسطه همسر م و به دليل علاقه من به همراهي در پروسه كوچينگ ايشان اغاز شد. در ابتدا هدف پيشرفت همسرم بود ولي به تدريج و در خلال صحبت ها متوجه شدم كه فضاي فراهم شده براي خودم هم جذاب و اموزنده است. من مدت زيادي روان كاوي و روان درماني را با متخصصين مختلف تجربه كرده بودم ولي هيچ كدام به انداز جلسات با افشين موثر، سازنده و راهكشا نبودند. جلسات با افشين به واسطه دقت، ظريف بيني و نكته سنجي او هدفمند و با نتيجه هستند. شما كافيست كه با ديد باز و با صداقت نسبت به خود با افشين وارد بحث شويد، او خود ميداند چگونه شما را به هدف رهنمون كند. مطالعه كتبي كه به شما معرفي ميشود موجب ميشود كه موضوعات و سوالات جديدي در ضحنتان شكل بگيرد كه مي توانيد با افشين در موردشان مباحثه كنيد. زمان در خلال جلسات با افشين معناي خود را از دست ميدهد و او ان را براي شما ياداور نمي شود. خلاصه اينكه بعد از هر جلسه احساس مي كنيد باري از دوشتان برداشته شده دريچهاي تازه برايتان گشوده است.

  10. ریتا زمانی

    با اینکه هنوز راه زیادی برای پیدا کردن خود واقعی ام دارم ولی در این مدت کوتاه تونستم با کمک شما در مسیر درستی قرار بگیرم. پذیرفتن ترس هام و نحوه رویایی و واکنش در برابرشون تا الان کمک بزرگی برای داشتن حال خوبم داشته که رسیدن به این حال خوب را مدیون شما هستم.

  11. Sa.Ra

    تجربه ی من از گفتگوی کوچینگی با جناب چایچی باز شدن یک در بزرگ قدیمی و اصیل در ذهنم بود. از دنیای پر از مه و تردید و ترس به دنیای واقعی ذهنی خودم. دنیایی که همیشه وجود داشت اما من در ترس های پر از مه قدم میزدم و در جستجوی دستگیره ی در میگشتم! حس امنیت . پیر دانا . گوش شنوا. عدم قضاوت ایشون کمکم کرد که اقرار به ترس و گیجی خودم کنم . و با هر پله آگاهی که از فکر کردن به پرسش های ایشون بدست میاوردم پشتم صاف تر و قدم هام محکم تر شد! لب کلام : خیلی از پرده های توهمی و غیرواقعی از جلو دیدم کنار رفت و از همه مهم تر یاد گرفتم چطور از خودم سوال بپرسم ، توهمات و باورهای اشتباه ، تابو های ذهنی م و چارچوب های من در آوردی رو زیر سوال ببرم! و این خیییلی منو جلو انداخت . تو روابطم این تکنیک کمک کننده بود و هست. و همینطور ایشون رو و تکنینکی که به کار می‌برند رو به خیلی از دوستام معرفی کردم. من به ایشون نام ” راهنمای چراغ بدست ” رو میدم.

  12. رویا اسطوری

    من جلسات کوچینگ رو برای یک مسئله ای مربوط به کارم شروع کردم دقیقا هم نمیدونستم مسئله چیه فقط میدونستم یک چیزی درست نیست.  آقای چایچی هوشمندانه با سوال هایی که پرسیدن متوجه شدم مسئله ی اصلی ارتباط با خودم بود. چیزی که خودم هیچ وقت بهش فکر نکرده بودم. الان که فکر میکنم شاید ۸۰درصد مسائل من مربوط به  ارتباطی هست که با خودم دارم. سوال هایی که تو جلسات کوچینگ مطرح میشه من رو نسبت به این مساله آگاه کرده و من به رفتارهای خودم هوشیار تر شدم و با دید بهتری خودم رو ارزیابی میکنم. من قطعا جلسات رو ادامه میدم تا با خودم آشتی کنم و احساس بهتری پیدا کنم

  13. جعفر تقی پور

    در جلسات با پرسش های چالش برانگیز ی مواجه میشدم که نتیجش شفاف شدن موضوعات و قدرت دیدن مسیر بود. بعد از جلسات هم از همین شیوه پرسش گری برای به چالش کشیدن خودم و فعالیت ذهنی خلاق استفاده میکنم.

  14. Samira

    همیشه یک کلاف پیچ‌درپیچ از مشکلاتم داشتم که پیش هر کسی که برای مشاوره می‌رفتم با خودم می‌بردم و همونطوری دست‌نخورده هم برمی‌گردوندم. یه جوری مشکلاتم رو به هم گره زده بودم و ربط داده بودمشون که بینشون به دام افتاده بودم و احساس درماندگی می‌کردم. انگار فقط می‌خواستم به خودم ثابت کنم که دیدی فلانی هم نتونست، پس مشکلات من غیر قابل حله و هیچ کس براش راهکاری نداره. اولین کاری که آقای چایچی با من کرد این بود که منو از این دام که همه چی رو باید با هم حل کنم آورد بیرون. دامی که مدت‌ها بود خیلی خسته‌ام کرده بود و هیچ انرژی برای کوچک‌ترین حرکت برام باقی نذاشته بود. قدم‌به‌قدم همراهیم کردن تا مسئله اصلی رو با هم درآوردیم و بالاخره راه نفوذ به کلافم پیدا شد. از همون جلسه اول فهمیدم که آقای چایچی با بقیه فرق دارن و به سیر جلساتمون امیدوار شدم و هر بار مشتاقانه منتظر جلسه بعدمون بودم. خیلی منظم و حساب‌شده پیش می‌رفتیم و یکسری تمرین هر جلسه انجام می‌دادم. یه بار یه تمرین داشتم که فکر می‌کردم چرت‌وپرت نوشتم و قراره بهم بگن هیچ کدوم به درد نمی‌خوره. با یه خودکار رنگی و با تمام تمرکز و توجه شروع کردن به خوندن هر چیزی که نوشته بودم. شوکه شده بودم. بعد جوری این نوشته‌های منو به هم ربط دادن که نمی‌دونستم چی بگم. حس زنده‌بودن می‌کردم.
    جلساتمون بهترین ساعت‌های زندگی من بود. حضوری که داشتن و جوری که من رو می‌شنیدن تجربه بی‌نظیری بود. وقت‌هایی که بازخورد می‌دادن و با من چک می‌کردن که درست شنیدن یا نه، با خودم می‌گفتم خیلی درست‌تر از درست شنیدین. این شنیده‌شدن و همدلی عمیق، زلال و به دور از قضاوت وجودم رو پر از حس رهایی و شعف می‌کرد. با هر کشف و آگاهی که پیدا می‌کردم یک چمدون سنگین رو زمین می‌ذاشتم و سبک می‌شدم، فضای امن و مورد اعتمادی که در کنارشون داشتم تا خودم رو ابراز کنم باعث شد با خود واقعیم مواجه بشم و خودم رو پیدا کنم. در همه جلسات اشک‌هام سرازیر می‌شد اما هیچ احساس نگرانی و شرمی نداشتم. خودم بودم؛ یک انسان ناکامل با همه ویژگی‌های خوب و بدی که داره و بابت ناکامل بودنش نه‌تنها بازخواست نمی‌شه بلکه پذیرفته و حمایت می‌شه. خودمو سانسور نمی‌کردم، یا اگر می‌دیدم دارم اینکارو می‌کنم جسارتش رو داشتم که بیانش کنم و با تمام وجود همراهی و صبوری می‌کردن و به من زمان می دادن تا آمادگی پیدا کنم که خود اصیلم رو در آینه وجودی‌شون ببینم و در مقابل خودم قرار بگیرم. به من کمک کردن ترس‌های وجودیم به ویژه تنهاییم رو درک کنم، کمکم کردن ارتباطم با خودم رو که سال‌ها ازش فرار می‌کردم و تنها کسی بود که همیشه نیاز به حضورش داشتم، از نو شروع کنم و بسازم. در یکی از جلسات یک role play فوق‌العاده داشتیم. بعد از اون جلسه من دیگه آدم سابق نشدم. از دور به هویت واقعیم نگاه کردم و بهش حسودیم شد. تا حالا خودم رو اونطوری ندیده بودم. متوجه شدم که هزارتا مسئولیت برداشتم که از زیر بار مسئولیت خودم در برم. این کشف کلافی که پیچیده بودم رو کامل کامل باز کرد. من بودم و خودم. خودی که می بایست برای آینده‌اش تصمیم می‌گرفتم ….
    در کنار جلساتمون ازم خواستن که از یک روانکاو هم کمک بگیرم که تعهد کاریشون رو نشون می‌داد. بسیار قدردان و سپاسگزارشون هستم و از اینکه باهاشون آشنا شدم و افتخار همراهیشون رو داشتم احساس خوشبختی می کنم. براشون بهترین‌ها رو آرزو می‌کنم.

  15. معصومه صمدی

    والا جلسه خوبی داشتیم، بعد از جلسه احساس می‌کردم یه بار خوبی از روی دوشم برداشته شده.
    اگر برای شما اُکی باشه، چند جلسه دیگه باهم داشته باشیم.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تعداد جلسات را انتخاب کنید

قیمت هرجلسه: تخفیف: قیمت کل:
تومان
درباره ما

کلام یادگیری فردا مجموعه‌ای است که توسط تعدادی از کوچ‌های حرفه‌ای شکل گرفته است.

کیفکو این افتخار را دارد که با ترکیب موثر آموزش‌های مهارت‌محور، کوچینگ و منتورینگ، در کنار شما همراهان گرامی باشد تا یادگیری را در خود و سازمان‌تان نهادینه کنید و بتوانید آینده‌تان را آن‌گونه که می‌خواهید و دوست دارید خلق نمایید و بیافرینید.

کلام یادگیری فردا مجموعه‌ای است که توسط تعدادی از کوچ‌های حرفه‌ای شکل گرفته است.

کیفکو این افتخار را دارد که با ترکیب موثر آموزش‌های مهارت‌محور، کوچینگ و منتورینگ، در کنار شما همراهان گرامی باشد تا یادگیری را در خود و سازمان‌تان نهادینه کنید و بتوانید آینده‌تان را آن‌گونه که می‌خواهید و دوست دارید خلق نمایید و بیافرینید.

تماس با ما

دریافت 10 ابزار کوچینک

ثبت مشاوره