
پنج باوری که مانع دستیابی شما به اهدافتان میشود-همهی ما رویاها و اهدافی داریم اما ممکن است که به آنها نرسیم. این مقاله ترجمهی سخنرانی خانم Bel Pesce در TED میباشد، در این سخنرانی خانم Bel Pesce به پنج دلیل مهم که مانع تحقق رویاهایمان میشود اشاره کرده است.

رهیاری (کوچینگ) حرفهی رو به رشدی است که در سفر کوتاه خود از خلق تا رشد، دارای زیرمجموعههای متعددی شده است. این تقسیمبندی گرچه موافقان

فردی با شنوایی طبیعی کامل در حالی که ذهنش متوجه موضوع دیگری است، چگونه میتواند نسبت به دنیای پیرامون خود ناشنوا شود؟ این پرسش تاملبرانگیز که بیشک رویداد آشنا و ملموس زندگی روزمره محسوب میشود و همه ما به نوعی شاهد حضور پررنگ و محسوس آن در تجربه زیستی خود بودهایم.

تصور کنید شخصی به شما زل زده و این مساله باعث رنجش شما شده است. اولین فکری که در ذهن شما شکل میگیرد چیست؟

انسان همانقدر كه به تعليم و تربيت احتياج دارد، نيازمند تفريح و بازى است و چه شگفتانگیز می شود اگر آموزش از طریق بازی انجام شود؛ چرا که زندگى، وقتى تازگى خود را حفظ مى كند كه سرشار از لحظههاى گوناگون باشد.

مدیریت یعنی در اختیار داشتن سکان؛ نه فراز و فرود به همراه موج. مدیر به مفاهیم و ابزارهایی گرایش دارد که کنترل پذیر باشند. افسوس که به همین دلیل بسیاری از دانشگاهیان و مشاوران مفاهیم و نظریات فرهنگی را در زرورق پرسشنامههایی عرضه میکنند که به عدد و نمودار میانجامد. و سازمان را در قالبی آراسته جای میدهد. این گونه قالب بندی نادرست نیست؛ اما ارزش چندانی ندارد. چون جنبههای مهم سلطه فرهنگ را نشان نمیدهد.

سازمانی موفق به این مهم خواهد شد که فضای روانی و فکری آن به گونهای باشد که کارکنان آن بتوانند وارد سفر قهرمانی زندگی خود شوند و قهرمان درونشان را بیدار سازند. هرچه تعداد بیشتری از کارکنان موفق به طی چنین سفری شوند، بیداری قهرمان درون سازمان را بیشتر تضمین مینمایند.

توجه به این نکته ضروری است که فضای کاری سازمان، انعکاس مستقیم رفتار رهبران و مدیران ارشد آن است. فضاي كاري مطلوب زماني قابل دستيابي است که تمامی پارادایمهای جاری از نحوهی ارتباط انسان با سازمان و رهبری تغییر یابد و این مهم به نوبهی خود، نیازمند بازپنداری روشهای مدیریت، جهت ايجاد پلی برای گذر از «انسان سازمانی» به «سازمان انسانی» خواهد بود.

ما همه دارای «جملههای پیشفرض زندگی»2 هستیم که از مجموعه همین الگوهای ذهنی شکل گرفته و تمام مسیر زندگی ما را بهوجود میآورند. مثلا یکی از مهمترین جملههای پیشفرض زندگی من که در یک خانواده فرهنگی بزرگ شدهام این بوده که «آدم موفق کسی است که خوب درس بخواند، بعد دانشگاه برود، بعد شغل مناسبی پیدا کند با حقوق خوب و برای خانوادهاش با خرید خانه و ماشین در مراحل بعدی، ویلا و سفرهای خوب، یک زندگی عالی بسازد.