انگیزه رهبری | 3 ابزار برای افزایش انگیزه رهبری

اگر می‌خواهید بیشتر شبیه رهبران عمل کنید، اما برایتان مشکل است، این مقاله با 3 ابزار افزایش انگیزه رهبری به شما کمک خواهد کرد. ابتدا به “برطرف کردن بی‌انگیزگی” نگاهی می‌اندازیم؛ سپس اهمیت پیوند اقدام با انگیزه و “پل ضرورت تلاش” را بررسی می‌کنیم‌ و در انتها به “نیروی محرکه اشتیاق” خواهیم پرداخت.

 

الف: برطرف کردن بی‌انگیزگی

اولین قدم در ایجاد انگیزه، شناسایی مواردی است که شما را بی‌انگیزه می‌کند و قدم بعدی برخورد مؤثر با موارد شناسایی‌شده است.

در اینجا در دو سطح به دنبال عوامل کاهش انگیزه رهبری هستیم. در یک سطح انگیزه اصلی برای رهبری را بررسی خواهیم کرد و در سطح دوم اعصاب‌خوردی‌های روزمره‌ای که سبب ناامیدی شما و دور کردن‌تان از انجام رهبری خوب می‌شود را مورد توجه قرار خواهیم داد.

سطح اول

برای ارزیابی انگیزه‌ رهبری خود به این سؤالات فکر کنید:

  • آیا در اعماق وجود خود، حاضر به پذیرش مسئولیت رهبری و همچنین پاداش‌های آن هستید؟
  • برخی از مزایای رهبری واضح هستند؛ اما اگر متوجه مانعی شوید، چه می‌کنید؟
  • اگر در درون خود شک و تردید برای رهبری یک تیم را ببینید، چطور؟ خواندن تجربه‌ی زیر را به شما توصیه می‌کنم:

مارکوس جکسون خوشحال نبود. او به‌تازگی برای هدایت تیم توسعه‌ی محصول در بخش دیگری از شرکت مهندسی که در آن کار می‌کرد، ترفیع گرفته بود. او احساس می‌کرد به علت تخصص و کیفیت کارش ترفیع گرفته است و به دلیل این انتخاب، به خود افتخار می‌کرد. بااین‌حال در نقش جدید خود عمیقاً احساس ناخوشایندی داشت و در مورد آنچه از او انتظار می‌رفت گیج بود.  او پیش‌ازاین در رهبری تجربه کمی داشت، و در درون خود احساس می‌کرد در برخورد با موضوعات کسانی که اداره آنها وظیفه او بود، وا‌مانده است.

بدتر آن، به‌طور غریزی احساس می‌کرد که افراد تیم، کارهایی را از او انتظار دارند که او نمی‌دانست چگونه باید انجام شوند. در کل، سؤال او این بود که آیا کار درستی انجام داده است، یا اینکه باید به کار قبلی خود بازگردد؟

خوشبختانه، مارکوس بینش کافی برای تشخیص اهمیت این قبیل موضوعات و شناسایی جزئیات موضوعات مختلفی که پیش‌ازاین تجربه کرده بود را داشت. و هنگامی‌که او نکات را فهرست کرد، همه‌چیز مشخص شد: آنچه او نیاز داشت یادگیری مهارت‌های نظارت و کمک به کاربردی کردن آن‌ها بود.

بنابراین، رویکرد خودش را با رئیسش در میان گذاشت و او را متقاعد کرد که نیاز دارد یک دوره ویژه برای این مسئله بگذراند؛ و همچنین مطمئن شد که برای رویارویی با موضوعات پیش‌رو به جلسات منظم کوچینگ نیاز دار. حالا او آماده مواجهه با مسئولیت‌های جدید خود است و راه‌حلی برای افزایش انگیزه رهبری خود پیدا کرده‌است.

سطح دوم

بی‌انگیزگی ناشی از اعصاب‌خردی‌های روزمره است که شما را از انجام یک کار خوب منحرف می‌کند. مثال سوزان میچل را در ادامه بخوانید:

سوزان، یک مدیر بازاریابی بود که به‌تازگی به یک شرکت جدید پیوسته بود. او برای خود هدفی تعیین کرده بود تا سال آینده رهبری یک تیم را بر عهده بگیرد. او می‌دانست که توانایی لازم را دارد و آماده است که به‌اندازه‌ی کافی سخت کار کند. اوایل، به‌عنوان یک خانم با اعتمادبه‌نفس و توانمند، اولین کسی بود که داوطلب انجام هر کارِ جدیدی می‌شد و اغلب اوقات تا دیروقت مشغول به کار بود. اما دو ماه بعد، اشتیاق و انگیزه اولیه‌ی خود برای کار را از دست داد. حواسش پرت می‌شد، به‌راحتی خسته می‌شد و دیگر نمی‌توانست ایده‌های بزرگ و عالی ارائه دهد.

سوزان می‌دانست اگر مسائل به همین منوال پیش برود، در جاه‌طلبی خود شکست خواهد خورد، بنابراین تصمیم آگاهانه‌ای برای حل این موضوع گرفت. ابتدا از دست دادن انگیزه خود را به رسمیت شناخت؛ سپس تلاش کرد تا دلیل آن را تحلیل کند. او سه دلیل را پیدا کرد – عدم همکاری اعضای تیم؛ خستگی و دل‌زدگی؛ موقعیت دفتر او در شرکت که کنار آبدارخانه قرار داشت.

سوزان متوجه شد که می‌تواند حداقل یک مشکل را فوراً حل کند: موقعیت دفتر کار خود در شرکت. او از رئیسش تقاضای انتقال به یک فضای اداری دیگر را کرد و آن کار انجام شد. دو موضوع دیگر باقی‌مانده بود که او همچنان با آن‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کرد. اما دست‌کم، می‌دانست که آن‌ها وجود دارند و آن‌ها را شناسایی کرده و آگاهانه در حال تلاش برای برطرف کردن آن‌هاست، بنابراین انگیزه رهبری او دوباره افزایش پیدا کرد.

اگر شما هم از این دست موضوعات دارید که انگیزه‌تان را کاهش می‌دهد می‌توانید از این دو مورد به‌عنوان نمونه استفاده کنید.

ابزار برطرف کردن بی‌انگیزگی

ابتدا 15 دقیقه وقت بگذارید و مواردی که موجب کاهش انگیزه رهبری در شما می‌شود را شناسایی و یادداشت کنید، چه مواردی که انگیزه‌ی شما را برای رهبری ضعیف می‌کند، چه یک سری تحریک‌‌کننده‌های عمومی که موجب می‌شود انگیزه‌ی شخصی شما کاهش یابد. شما می‌توانید یک جدول درست کنید – مانند آنچه در زیر نشان داده شده است – و مواردی که باعث ایجاد بی‌انگیزگی در شما می‌شود را در ستون مربوطه یادداشت کنید.

 

بی‌انگیزه‌کننده‌ها بنا به موقعیت یا از روی عادت؟ راه‌حل

 

فهرست خود را کامل کردید؟ اکنون شما آماده‌اید تا با این چالش روبه‌رو شوید.

با در نظر گرفتن این‌که آیا “حملات بی‌انگیزگی” گاه‌به‌گاه و موردی است، گاه ناشی از عوامل و شرایط محیطی نظیرِ (ملاقات کردن با مشتریان مشکل‌دار؛ تحت تأثیر شرایط آب و هوایی قرار گرفتن)، یا اینکه عادت‌ها، سبکِ کاری شما را مشخص می‌کنند مثلاً (کارها را ناتمام می‌گذارید؛ به هر کاری بله می‌گویید بدون توجه به اینکه آیا می‌توانید آن کار را انجام دهید یا خیر)، شروع کنید. علت و موضوعات بی‌انگیزگی خود را بر اساس اینکه بنا به موقعیت یا از روی عادت هستند، در جدول مشخص کنید.

پس‌ازآن به ستون راه‌حل بپردازید. اگر عوامل موقعیتی شما را آزار می‌دهد، یقین حاصل کنید که دقیقاً چه چیزی موجب “خاموش شدن شما” – بی‌انگیزگی در شما – می‌شود و تلاش کنید آن علت را خنثی کنید. از نظر سوزان این بود که دفتر کارش کنار آبدارخانه بود. این موضوع سبب شده بود که او نتواند بر روی کارش تمرکز کند و حواس او را دیگران که وارد آبدارخانه می‌شدند، پرت می‌کردند. هنگامی‌که محرک بی‌انگیزگی شناسایی شد، رئیس خود را متقاعد کرد تا فضای کار دیگری را به او بدهد و درنتیجه کار او بهتر شد. شاید شما نتوانید به‌سرعت مشکل را برطرف کنید، اما دست‌کم راه‌حل را یادداشت نمایید.

اما اگر موضوع بی‌انگیزگی شما یک عادت تکراری است، باید آن را به‌عنوان یک موضوع جدی به رسمت بشناسید، چراکه ممکن است تمام کارهای خوبی که می‌خواهید به انجام برسانید را تضعیف کند. ایجاد انگیزه و اشتیاق در فعالیت‌ها یک تلاش همه‌جانبه را می‌طلبد. ابزار بعدی در این مقاله نحوه‌ی دسترسی به این هدف را به شما نشان می‌دهد. ابزار صحیح را انتخاب کنید و در ستون راه‌حل‌های خود لیست کنید.

فردریک هرزبرگ یکی از شخصیت‌های اصلی در توسعه نظریه‌ی انگیزه بود که منابع انگیزشی کارکنان را در دهه 50 و 60 میلادی از نزدیک مطالعه می‌کرد.  آنچه او کشف کرد این بود که چیزهایی که سبب بی‌انگیزگی افراد می‌شود با چیزهایی که به آن‌ها انگیزه می‌دهد متفاوت است.

“عوامل بهداشتی” هرزبرگ (مواردی که سبب بی‌انگیزگی و ناراحتی افراد می‌شد)؛ سیاست‌های انسدادی و اشکال‌تراشی شرکت، نظارت بی‌ثمر و غیرمفید، نظارت‌های سرزده، روابط بد کاری، شرایط نامناسب، دستمزدهای غیررقابتی، موقعیت‌های پایین و عدم امنیت شغلی بود.

و همان‌طور که این موارد سبب بی‌انگیزگی افرادی می‌شد که هرزبرگ مشغول مطالعه بر روی آن‌ها بود، ممکن است موارد دیگری نیز باشد که سبب بی‌انگیزگی در شما می‌شود. آن‌ها را جدی بگیرید!

 

ب: پل ضرورت تلاش – پیوند اقدام با انگیزه

ایجاد انگیزه‌ای واضح برای اقداماتی که به عهده گرفته‌اید یکی از بهترین راه‌های ایجاد انگیزه رهبری است. اصل قدیمی “این کار چه منفعتی برای من دارد” را به خاطر بیاورید. برای ایجاد انگیزه می‌توانید آن را بر روی خودتان اعمال کنید. هنگامی‌که متوجه شوید تلاشی که می‌کنید نیاز شما را برآورده می‌سازد، تلاش به‌صورت خودکار بسیار ارزشمندتر به نظر خواهد آمد.

پل ضرورت تلاش می‌تواند در چندین سطح کار کند.

در سطح بسیار ابتدایی، شما در کار خود تلاش می‌کنید چراکه این کار برای شما کسب درآمد می‌کند و به شما کمک می‌کند تا نیازهای مادی خود را برآورده نمایید. در سطح دیگر، شما در کار خود تلاش می‌کنید زیرا احساس می‌کنید با اجرای خوب آن، به شرکت خود کمک می‌کنید تا هدف بهتری را به دست آورد و این سبب می‌شود شما نیز در مورد خودتان احساس بهتری داشته باشید.

فردریک هرزبرگ که در بالا به او اشاره کردیم را به یاد می‌آورید؟ هرزبرگ به‌طور مشخص به قدرت پول به‌عنوان یک محرک باور نداشت. چیزهایی که او به‌عنوان موارد انگیزه‌بخش در افراد کشف کرد عکس همان چیزهایی نبود که می‌توانست ایجاد بی‌انگیزگی کند. در عوض عوامل انگیزه‌بخش هرزبرگ دست‌یافتنی‌ بودند: تشخیص و تشویق دستاورد، انجام یک کار لذت‌بخش، مسئولیت‌پذیری، رشد و پیشرفت.

انجام دادن یا انجام ندادن کار، به طرز تفکر شما بستگی دارد (و ممکن است به فرهنگ نیز مربوط باشد) بنابراین مواردی را انتخاب کنید که برای شما انگیزه‌بخش هستند!

اکنون، اجازه دهید به فهرست بی‌انگیزه‌کننده‌هایی که قبلاً تهیه کرده‌اید، برگردیم. ممکن است پس از شناسایی عوامل محرک، متوجه شوید که نمی‌توانید در مورد اکثر آن‌ها کار خاصی انجام دهید. وقت آن است که بفهمیم، چرا با این بی‌انگیزگی کنار می‌آیید. آیا به این دلیل است که شما یک نیاز بسیار قوی و معنادار برای تلاش خود پیدا کرده‌اید یا اینکه نه، از روی اجبار است؟

اگر از پاسخ خود مطمئن نیستید تمرین برقراری ارتباط بین نیاز و تلاش را انجام دهید.

ابزار برقراری ارتباط بین نیاز و تلاش

بر روی یک برگ کاغذ دو ستون بکشید در یکی از ستون‌ها “نیازها” و در دیگری “تلاش‌ها” را بنویسید.

نیازهای خود را فهرست کنید این می‌تواند از داشتن یک اتومبیل BMW جدید باشد تا یافتن توازن معنوی. جوایز مادی، استعدادهای حرفه‌ای یا اهداف شخصی، موضوعات خوبی برای تفکر و شناسایی نیازهایتان می‌باشند.

در مرحله بعد، تلاش‌هایی که در مورد شغل خود، کارهایی که در جامعه انجام می‌دهید یا هر کار دیگری که انجام می‌دهید را فهرست کنید.

سپس هر تلاشی که انجام می‌دهید را بررسی کنید تا پیدا کنید به کدام نیاز مرتبط می‌شود، آن‌ها را به هم پیوند بزنید. برای مثال، تلاشی که شما برای کار جدید انجام می‌دهید، می‌توانید به نیاز خرید اتومبیل پیوند داده شود. به امید آنکه تلاش اضافی شما به یک پاداش تبدیل شود و آن را به‌عنوان یک پیش‌پرداخت استفاده کنید.

فقط به یاد داشته باشید، هرچه نیازی که می‌خواهید برآورده سازید معنادارتر باشد، انگیزه‌ بیشتری نیز برای دست‌یابی به آن در خود احساس خواهید کرد.

به امید اینکه پس از انجام این تمرین، انگیزه‌ کافی برای توجیه تلاش خود را پیدا کنید. گاهی ممکن است مجبور شوید انرژی خود را بیشتر صرف کار کنید و فرصتی برای شادی و تفریح نداشته باشید، اما می‌دانید که آن تلاش ارزشش را دارد.

بااین‌حال، اگر نمی‌توانید انگیزه رهبری را پیدا کنید، شاید زمان آن رسیده که کمی به خودتان فرصت فکر کردن بدهید و مسیر تلاشتان را تغییر دهید. این جهت متفاوت چه باید باشد؟ ابزار بعدی ما، نیروی محرکه‌ی شور و اشتیاق، به شما در پیدا کردن پاسخ این پرسش کمک می‌کند.

 

پ: نیروی محرکه اشتیاق

اشتیاق انگیزه دهنده‌ی بزرگی است و به اعمال شما معنا می‌دهد. اشتیاق شدید به اهداف و مقاصد به شما در ایجاد حدومرز و نزدیک‌تر شدن به موقعیت رهبری کمک می‌کند.

 

نیروی محرکه‌ی اشتیاق و علاقه‌ی خود را پیدا کنید. از آن برای الهام بخشی و پیدا کردن جسارت استفاده کنید.

“هیچ اتفاق بزرگی بدون اشتیاق روی نمی‌دهد.”               رالف والدو امرسون

 

بااین‌حال، لازم است که اشتیاق با دقت کنترل شود. مسلماً شما نمی‌خواهید انرژی که اشتیاق به شما می‌دهد را هدر بدهید. ایده‌ی بسیار بهتر این است که آن ‌را شناسایی کنید و سپس با استفاده از یک تمرکز لیزری، از آن برای دست‌یابی به اهداف خود استفاده کنید. ابزار نیروی محرک اشتیاق به شما در انجام این کار کمک می‌کند.

ابزار نیروی محرکه اشتیاق

از این ابزار در دو سطح بهره‌برداری و استفاده می‌شود:

در سطح اول: به شما کمک می‌کند تا اهدافی را که به آن‌ها علاقه دارید را شناسایی کنید.

در سطح دوم: به شما نشان می‌دهد که چگونه می‌توانید انرژیِ اشتیاق خود را هدایت کنید.

سطح اول: اشتیاق خود را تعریف و مشخص نمایید.

چه چیزی “آتش شما را روشن می‌کند؟” برای برخی افراد پاسخ این سؤال کاملاً روشن و واضح است. برای سایرین، این موضوع کمی دشوارتر است.

اگر شما هم در دادن جواب مشخص با مشکل روبه‌رو هستید؛ به خودتان 30 دقیقه فرصت بدهید و به سه پرسش زیر پاسخ دهید:

  • دوست دارم وقتی 60 ساله شدم، زندگی‌ام چگونه باشد؟ (و اگر اکنون 60 ساله هستید می‌توانید این سؤال را برای 10 سال آینده از خودتان بپرسید.)
  • تا 5 سال دیگر تمایل دارم چه چیزی به دست آورده باشم؟
  • اگر تنها 6 ماه از عمر من باقی‌مانده باشد کدام 3 کار را انجام خواهم داد؟

هر سؤال ممکن است چندین پاسخ داشته باشد از بین پاسخ‌های خود سه پاسخ که برای شما اولویت بیشتری دارد را انتخاب کنید.

اکنون، از میان 9 هدفی که شناسایی کرده‌اید، سه هدف که از نظر شما بسیار مهم هستند را انتخاب کنید، این اهداف، آن‌هایی هستند که شما به‌طور طبیعی برای دست‌یابی به آن‌ها مشتاق هستید: در غیر این صورت، ممکن است اهدافی را تعیین کنید که در مقیاس بزرگ‌تر یا سودمندتری قرار داشته باشند!

سطح دوم: تحت کنترل درآوردنِ انرژی اشتیاق

هنگامی‌که اهداف الهام‌بخشی را تعیین کردید، کارهایی که برای دست‌یابی به آن‌ها لازم است انجام شود را بررسی کنید.

اطلاعات کلیدی و آموزشی که برای دست‌یابی مؤثر به آن‌ها نیاز دارید را شناسایی کنید، و فکر کنید که در این مسیر به چه مهارت‌ها و ابزار و یا چه کسانی برای حمایت و پشتیبانی نیاز پیدا خواهید کرد.

برنامه‌ای حرفه‌ای، منطقی، و کاملاً فکر و بررسی‌شده را تهیه کنید. و سپس با کمک آن اهداف خود را به واقعیت تبدیل کنید.

 

کلام آخر:

انگیزه و به خصوص انگیزه رهبری نیاز به مراقبت دارد، زمانی که احساس کردید دچار بی‌انگیزگی شدید عوامل مؤثر را شناسایی کنید و در راستای حل این مسائل قدم بردارید. در بخش دیدگاه منتظر شنیدن نظرات شما هستیم.

ترجمه: ناهید بوداغی

منبع: +

اشتراک گذاری