تصمیم‌گیری مناسب با یادگیری مهارت تصمیم‌گیری | قدم‌به‌قدم تا اجرا همراه با مثال

فرقی ندارد مدیر یک شرکت بزرگ باشید، یک تیم کوچک را مدیریت کنید، سرپرست یک خانواده باشید یا اصلاً کسی که در خانه‌اش به‌تنهایی زندگی می‌کند. درهرحال تصمیم‌هایی که می‌گیرید، تأثیر زیادی روی زندگی اطرافیان و البته زندگی خود شما دارد. یک تصمیم صحیح ممکن است باعث کوتاه‌تر شدن مسیر موفقیتتان شود و یک تصمیم غلط، نتیجه چندین سال زحمت را به باد بدهد. همین‌جاست که با اهمیت مهارت تصمیم‌گیری آشنا می‌شویم و می‌فهمیم که چقدر وجود آن بر زندگی ما تأثیر دارد.

در این مقاله قرار است به شما توضیح بدهیم که تصمیم‌گیری چیست، چه جزئیاتی دارد؟ چه چیزی باعث ایجاد اختلال در تصمیم‌گیری می‌شود و درنهایت مراحل تصمیم‌گیری را بررسی کنیم.

مهارت تصمیم‌گیری چیست؟

مهارت نرم تصمیم گیری 2-کیفکو

بگذارید اول تعریف تصمیم‌گیری را بررسی کنیم. تعریف‌های آکادمیک در مورد تصمیم‌گیری زیاد هستند. به زبان ساده می‌توان این‌طور گفت:

تصمیم‌گیری فرآیندی است که در آن از بین گزینه‌های مشخص‌شده مختلف برای یک مشکل، به شکل منطقی یا حسی راه‌حل نهایی و عملی را انتخاب می‌کنیم.

اما زمانی که صحبت از مهارت تصمیم‌گیری می‌شود، باید چنین تعریفی ارائه کرد: مهارت تصمیم‌گیری، مهارت انتخاب بهترین راهکار از بین گزینه‌ها و راه‌حل‌های موجود، با کمک تفکر و منطق است.

نکته مهم: در فرآیند تصمیم‌گیری اصولاً ما به دنبال پیدا کردن راه‌حل‌ها نیستیم. درواقع تصمیم‌گیری بخشی از فرآیند حل مسئله است و در حل مسئله ما قبلاً راهکارها و راه‌حل‌های مختلف را پیدا کرده‌ایم؛ بنابراین در تصمیم‌گیری همیشه گزینه‌ها و راهکارها مشخص شده‌اند و قرار به پیدا کردن بهترین راهکار است؛ بنابراین در تصمیم‌گیری به دنبال پیدا کردن راهکار نیستیم، بلکه به دنبال پیدا کردن بهترین راهکار از میان گزینه‌های مشخص‌شده می‌گردیم.

اگر قبلاً با حل مسئله آشنا نشده‌اید، حتماً ابتدا مقاله مربوط به مهارت حل مسئله را مطالعه کنید. همان‌طور که در آن مقاله هم گفتیم، در حل مسئله ما به کمک تکنیک‌هایی مثل بارش فکری و خلاقیت، به دنبال خلق راهکارها و گزینه‌ها هستیم. در همین حین به کمک مهارت تصمیم‌گیری، راه‌حل نهایی و منطقی را از بین آن‌ها انتخاب می‌کنیم.

چرا باید مهارت تصمیم‌گیری را یاد بگیریم؟

حتماً خودتان بهتر می‌دانید که گاهی یک تصمیم می‌تواند زندگی کاری و غیر کاری تعداد زیادی از افراد را تحت تأثیر خودش قرار بدهد. اگر کمی در مورد این موضوع فکر کنیم، درنهایت به این نتیجه می‌رسیم که اصولاً انسان‌های مسئولیت‌پذیر، خودشان را به گرفتن تصمیم‌های درست ملزم می‌کنند. چون آن‌ها می‌دانند مسئولیت تصمیم‌هایی که می‌گیرند و نتیجه‌ای که این تصمیم‌ها روی زندگی خودشان و دیگران می‌گذارد، با خودشان است.

با یادگیری مهارت تصمیم‌گیری تا جای ممکن احتمال خطا را کاهش داده و سعی در گرفتن تصمیم‌هایی می‌کنیم که نتیجه خوبی داشته باشند.

تصمیم‌گیری کجا به کمک می‌آید؟

 

مهارت نرم تصمیم گیری 3-کیفکو

 

شاید خیلی‌ها تصور کنند که مهارت تصمیم‌گیری صرفاً در دنیای مدیریت یا نهایتاً تجارت کارایی دارد؛ اما این‌طور نیست. تصمیم‌گیری در تمامی زمینه‌ها مثل زندگی شخصی، روابط عاطفی و غیر عاطفی، مدیریت، مسائل مالی، مسائل اعتقادی و فرهنگی و… کاربرد دارد.

انواع تصمیم‌گیری

در مباحث موفقیت و بهبود عملکرد فردی، تصمیم‌گیری را به انواع مختلفی تقسیم می‌کنند. دسته‌بندی‌های مختلف تصمیم‌گیری به‌طورکلی به شرح زیر هستند:

دسته 1: بر اساس زمان تصمیم‌گیری

تصمیم‌گیری بر اساس زمان به 2 نوع تقسیم می‌شود: تصمیم‌گیری فوری، تصمیم‌گیری تأخیری

دسته 2: تصمیم‌گیری بر اساس ساده و پیچیده بودن تصمیم

تصمیمات ساده مثل چرخاندن یک سکه نیاز به فکر ندارند اما تصمیمات پیچیده نیاز به سرمایه‌گذاری زمانی، انرژی، تحقیق و تلاش بیشتری دارند.

دسته 3: تصمیم‌گیری بر اساس نوع تفکر

سه نوع تصمیم‌گیری بر اساس نوع تفکر وجود دارد: احساسی، منطقی و مشارکتی

نکته: نوعی از تصمیم‌گیری نیز به نام تصمیم‌گیری شهودی وجود دارد که اغلب در این دسته‌بندی، جای نمی‌گیرد.

ویژگی‌ها و تفاوت بین انواع تصمیم‌گیری شهودی، احساسی و منطقی

 

مهارت نرم تصمیم گیری2-کیفکو

تصمیم‌گیری احساسی مربوط به زمانی است که احساسات شما بر منطقتان غلبه می‌کند. به‌عنوان‌مثال زمانی که خشم فوران می‌کند و بین دعوا کردن و نکردن، دعوا کردن که یک تصمیم غیرمنطقی است را انتخاب می‌کنید. یا زمانی که احساس ناراحتی و غم بر شما غلبه کرده و تصمیم می‌گیرید بی‌توجه به شرایط مالی شرکت، به یکی از کارمندان یک وام سنگین بدهید تا خانواده‌اش را از شرایط سخت نجات بدهد.

تصمیم‌گیری منطقی پایه و بنیان مهارت تصمیم‌گیری است. در این نوع تصمیم‌گیری، ما با بررسی کامل گزینه‌های روی میز، طبق منطق، آمار و شواهد گزینه نهایی را انتخاب می‌کنیم.

تصمیم‌گیری شهودی بر اساس شهود که یک حس درونی انسان است و اصطلاحاً می‌گویند از قلب ما آدم‌ها نشئت می‌گیرد، انجام می‌شود. شهود ترکیبی از تجربیات گذشته و ارزش‌های درونی انسان است. مثلاً تصور کنید سازمان شما در شرایط بدی گیر افتاده باشد، منطق حکم می‌کند برای سرپا نگه‌داشتن سازمان، به مدت چند سال از طلب بدهکاران صرف‌نظر کرده و آن‌ها را به حال خودشان بگذارید تا دوباره سازمان شرایط خوبی پیدا کند. در همین حال، حسی درون قلبتان به شما می‌گوید که این کار خلاف ارزش‌هایتان است و می‌تواند باعث به هم ریختن زندگی افراد زیادی شود. در چنین حالتی اگر به این ندای درون گوش کنید، یک تصمیم شهودی گرفته‌اید.

همه این‌ها را توضیح دادیم تا این نکته مهم را بگوییم:

اصولاً تصمیم مناسب، تصمیمی است که بخش اعظمش از منطق و استدلال و بخش کوچکش از شهود آمده باشد. در مقابل، تصمیم‌های احساسی، تصمیماتی هستند که درنهایت نتیجه خوبی ندارند و در اکثر مواقع همه‌چیز را خراب می‌کنند؛ بنابراین لازم است به‌شدت مراقب احساستان هنگام گرفتن تصمیم‌ها باشید.

البته راهکار اصولی‌تر این است که ابتدا با کمک منطق تصمیم نهایی را انتخاب کرده و سپس به کمک حس شهودی، درست بودن و نبودن آن بر اساس ارزش‌هایتان را بررسی کنید.

علاوه بر این‌ها، خوب است بدانید که در تصمیم‌گیری‌های فوری و وقتی‌که زمان کمی داریم، بخش بیشتری از تصمیم نهایی از شهودمان تأثیر می‌پذیرد.

انواع مدل و استراتژی‌های تصمیم‌گیری

1) تصمیم‌گیری بر اساس یک ویژگی

این روش شامل تصمیم‌گیری شما صرفاً بر اساس یک ویژگی است. به‌عنوان‌مثال، تصور کنید که در حال خرید یک صابون هستید. در فروشگاه‌های بزرگ محلی با گزینه‌های بسیار متنوعی روبرو هستید، تصمیم می‌گیرید محصول خود را بر اساس قیمت انتخاب کنید و ارزان‌ترین نوع موجود را بخرید. در این حالت، شما متغیرهای دیگر را نادیده گرفتید (مانند رایحه، برند، شهرت و اثربخشی و…) و فقط بر روی یک ویژگی واحد تمرکز کردید. بااین‌حال، این روش می‌تواند در شرایطی مؤثر باشد که تصمیم نسبتاً ساده باشد و بهترین راهکار هنگام برخورد با تصمیمات پیچیده‌تر نیست.

2) تصمیم‌گیری بر اساس چند ویژگی

این روش شامل در نظر گرفتن تمام ویژگی‌های مهم انتخاب‌های احتمالی و سپس ارزیابی منظم هر گزینه است. به‌عنوان‌مثال، تصور کنید که شما علاقه‌مند به خرید یک محصول یا خدمت هستید. شما لیستی از انتظارات و ویژگی‌های مهمی را که می‌خواهید داشته باشد ایجاد می‌کنید، سپس همه گزینه‌های ممکن را در مقیاس 1 تا 10 درجه‌بندی می‌کنید. پس از بررسی، می‌توانید نتایج را جمع‌آوری کنید تا مشخص کنید کدام گزینه بالاترین رتبه را دارد.

این مدل تصمیم‌گیری می‌تواند راهی عالی برای تعیین بهترین گزینه برای انواع انتخاب‌ها به‌ویژه هنگام تصمیم‌گیری‌های پیچیده‌تر باشد. البته فرآیند آن بسیار وقت‌گیر بوده و در صورت کمبود وقت، بهترین استراتژی تصمیم‌گیری نیست.

3) تصمیم‌گیری بر اساس مهم‌ترین ویژگی

این مدل برای اولین بار توسط روانشناس آموس تروسکی در سال 1972 پیشنهاد شد. در این روش، شما هر گزینه را با معیارهای مهم‌ترین ویژگی ارزیابی می‌کنید. هنگامی‌که یک مورد نتواند معیارهایی را که تعیین کرده‌اید برآورده کند، آن را از لیست موردنظر خود حذف می‌کنید. ادامه می‌دهید تا لیست گزینه‌های ممکن شما، کوچک‌تر و کوچک‌تر می‌شود و درنهایت فقط به یک گزینه می‌رسید.

تصمیم‌گیری در لحظه و در شرایط ابهام

سه فرآیند قبلی غالباً در مواردی استفاده می‌شود که تصمیمات کاملاً ساده باشد، اما اگر مقدار مشخصی از خطر، ابهام یا عدم اطمینان درگیر شود، چه اتفاقی می‌افتد؟ به‌عنوان‌مثال، تصور کنید که برای جلسه‌ای دیر کرده‌اید. برای رسیدن به‌موقع به آنجا اگر با سرعتی بیش‌ازحد مجاز رانندگی کنید خطر جریمه شدن دارید اما اگر محدودیت سرعت را رعایت کنید، خطر تأخیر وجود دارد. در این صورت، شما باید خود را در شرایطی مشابه تصور کرده و احتمال دیر رسیدن در قرار ملاقات خود و احتمال گرفتن جریمه را تخمین بزنید.

در هنگام تصمیم‌گیری در چنین شرایطی، افراد دو ابتکار عمل (میانبرهای ذهنی که به افراد امکان تصمیم‌گیری و قضاوت سریع را می‌دهد) متفاوت دارند:

در دسترس بودن

برای تعیین میزان احتمال وقوع چیزی، غالباً چنین برآوردهایی را بر اساس وقایع مشابه گذشته که به‌راحتی بتوانند به یاد بیاورند انجام می‌دهند. به‌عنوان‌مثال، اگر می‌خواهند تعیین کنند که آیا اگر با سرعت بیش‌ازحد مجاز رانندگی کنند خطر جریمه دارید یا خیر، ممکن است به این فکر کنند که چند بار سایر مردم را دیده‌اند که توسط یک افسر پلیس در یک بخش خاص از بزرگراه به کنار کشانده می‌شوند.

اقدام کردن و دل را به دریا زدن

گاهی افراد نمی‌توانند بلافاصله فکر کنند، درنتیجه ممکن است تصمیم بگیرند که پیش بروند و در حین اقدام درباره تبعات و اثرات تصمیم قضاوت کنند.

مراحل تصمیم‌گیری

همواره “حل مسئله” و “تصمیم‌گیری” با هم اشتباه گرفته می‌شوند یا در زمان آموزش، بخش‌هایی از آن‌ها با هم همپوشانی دارند؛ اما طبق تعریفی که قبلاً داشتیم، تصمیم‌گیری مربوط به زمانی است که ما با تعدادی گزینه روبرو شده‌ایم. نه زمانی که صرفاً یک گزینه داریم و نه زمانی که با مشکل برخورد کرده و گزینه‌ها را شناسایی نکرده‌ایم؛ بنابراین مراحلی که در ادامه می‌آیند، باید در ادامه مراحل حل مسئله یعنی بررسی صورت‌مسئله، شناسایی هدف و موانع و پیدا کردن راهکارها (مهارت حل مسئله) باشند.

به‌طور مختصر مراحل حل مسئله را مرور کرده و سپس به توضیح مراحل تصمیم‌گیری می‌پردازیم.

مرحله 1) بررسی و تعیین صورت‌مسئله

در مرحله اول باید به‌طور دقیق مسئله را باز کنید و به ریشه آن برسید (بیشتر بخوانید + +). برای رسیدن به ریشه یک مشکل، می‌توانید از تکنیک 5 چرا کمک بگیرید (به 2 مقاله + + رجوع کنید).

 

مهارت نرم تصمیم گیری 6-کیفکو

 

مرحله 2) شناسایی راه‌حل‌ها

در مرحله دوم، راه‌حل‌هایی که می‌توانند در رسیدن به نتیجه نهایی کمک‌کننده باشند را پیدا می‌کنیم. ممکن است برای رسیدن به تعداد زیادی راه‌حل، حتی از جلسات بارش فکری کمک گرفته و همراه با بقیه اعضای سازمان یا حتی دوستان، ایده‌های زیادی جمع‌آوری کنیم.

مرحله 3) ارزیابی راه‌حل‌ها

از اینجا به بعد قرار است فرآیند تصمیم‌گیری را شروع کنیم. در این مرحله ایده‌های منتخب از میان جمع ایده‌ها را انتخاب می‌کنیم. ممکن است از بین 100 ایده، درنهایت 10 ایده انتخاب شوند.

حالا به منطقی و غیرمنطقی بودن، شدنی و نشدنی بودن، جزئیات، پیامدهای مثبت و منفی و… هرکدام فکر می‌کنیم. پیشنهاد می‌کنیم در این بخش از تکنیک 6 کلاه تفکر ادوارد دی بونو کمک بگیرید و هر ایده را بررسی کنید. مثلاً تصور کنید ایده کاهش حقوق نیروهای متخصص یکی از ایده‌هایی است که باید بررسی شود.

تکنیک شش کلاه تفکر ادوارد دوبونو (Edward de Bono’s 6 Thinking Hats)

6 کلاه تفکر-کیفکو

 

1) کلاه به رنگ سفید- بررسی حقایق و موضوع اصلی بدون قضاوت

موضوع کاهش حقوق نیروها به نظر ایده خوبی می‌آید چون با توجه به اینکه در شرکت 200 نیروی متخصص داریم، کاهش حقوق آن‌ها می‌تواند باعث افزایش بودجه نهایی شود.

2) کلاه به رنگ قرمز- بررسی از جنبه‌ احساسی

شاید کاهش حقوق نیروها کمی ناراحت‌کننده باشد. چون قطعاً در این شرایط آن‌ها هم با مشکلات درآمدی و هزینه‌ها روبرو شده و در زندگی‌شان به مشکل می‌خورند.

 3) کلاه به رنگ سیاه – بررسی جنبه‌های منفی

احتمال دارد، متخصصان بعدازاینکه با خبر کاهش حقوقشان روبرو شوند، اقدام به استعفا دادن کنند.

4) کلاه به رنگ زرد- بررسی جنبه‌های مثبت

با کاهش حقوق نیروها و درآمد اضافه شده، می‌توانیم شرکت را از شر مشکلات مالی رها کرده و بعد از برقراری شرایط مناسب، دوباره حقوق متخصصان را افزایش بدهیم.

5) کلاه به رنگ سبز- بررسی ایده‌ها و راه‌حل‌های جدید

می‌توانیم به متخصصان بگوییم 3 ماه کاهش حقوق را تحمل کرده و بعدازآن، علاوه بر افزایش حقوق، پاداش هم به آن‌ها می‌دهیم.

6) کلاه به رنگ آبی- سازمان‌دهی اندیشه

درنهایت با توجه به نظرهای گفته‌شده، به نظر می‌آید کاهش حقوق نیروها باعث ایجاد مشکلاتی مثل استعفا، کاهش انگیزه و… شود؛ اما در مقابل هزینه و درآمد به‌دست‌آمده در این مدت می‌تواند جواب‌گوی حل مشکلات شرکت باشد. بعد از بررسی، با توجه به مزیت‌ها و معایب هر راهکار، آن‌ها را اولویت‌بندی کنید.

در ادامه مراحل تصمیم‌گیری اگر به نظرتان نیاز است، می‌توانید مرحله زیر را نیز اضافه کنید:

مرحله 4) بررسی شهودی تصمیم گرفته‌شده (در صورت نیاز)

راهکارهای نهایی یا چند راهکار برتر را ازلحاظ شهودی بررسی کنید. به‌این‌ترتیب با توجه به حس درونی‌تان، متوجه می‌شوید که چقدر به راهکار موردنظر باور دارید.

اگر که همچنان راهکار نهایی کاهش حقوق است، ممکن است شهودتان بگوید که طبق تجربه این موضوع باعث ایجاد یک آشوب خواهد شد. یا اینکه چنین کاری باعث ایجاد مشکلات برای نیروها شده و آسیب دیدن آن‌ها خلاف ارزش‌های شما و کل شرکت است. حالا اختیار دارید که به این حس شهودی گوش کنید یا آن را نادیده گرفته و تصمیم خود را به منطق واگذار کنید.

مرحله 5) برنامه اجرایی

می‌توان گفت اینجا کمی از تصمیم‌گیری دور شده و به حل مسئله باز می‌گردیم. در این مرحله قرار است یک برنامه اجرایی برای عملی کردن راهکار نهایی داشته باشیم. درصورتی‌که در این مرحله کوتاهی یا تعلل کنید، احتمالاً ایده موردنظرتان درنهایت اجرایی نشده و در قالب یک ایده باقی خواهد ماند.

مثلاً اگر که ایده نهایی کاهش حقوق است، باید مراحل اجرایی کردن آن، خبر دادن به نیروها، مقابله با مشکلات آن و… را از همین حالا برنامه‌ریزی کنید.

مرحله 6) بررسی و بازخورد

بعد از اجرایی کردن راهکار و ایده، درنهایت به مرحله بررسی و بازخورد می‌رسیم. در این مرحله باید به شکل بی‌طرفانه نتایج را بررسی کرده و در مورد مثبت بودن و نبودن آن، بازخورد بگیریم. حتی ممکن است در این مرحله متوجه بشویم که شرایط به شکل دلخواه پیش نرفته و مجبوریم مراحل تصمیم‌گیری را بار دیگر تکرار کنیم.

در ادامه مثال قبل، لازم است میزان کارایی شرکت را قبل و بعد از اجرای این ایده مقایسه کنید. ممکن است متوجه شوید که کاهش حقوق نیروها انتخاب خوبی نبوده و برخلاف تصور شما باعث افزایش ضرر و زیان شده است؛ بنابراین بار دیگر به سراغ مراحل تصمیم‌گیری می‌روید و تصمیم بهتری می‌گیرید.

نقش و اهمیت فرآیند کوچینگ در کاهش سردرگمی در تصمیم‌گیری

قطعاً برای همه ما بارها پیش آمده که بر سر دوراهی یا چندراهی‌های زندگی گیر کنیم. جایی که گرفتن تصمیم حتی از نگرفتنش هم دردناک‌تر است.

در حالت عادی، مطالب آموزشی گفته‌شده در همین مقاله به تقویت مهارت تصمیم‌گیری شما کمک می‌کند؛ اما در بعضی مواقع، شاید واقعاً نتوانیم به کمک محتوای یک یا چند مقاله، مسئله خود را حل کرده و تصمیم درست را بگیریم.

پیشنهاد می‌شود از فردی که خارج از زاویه دید شما به مسائل نگاه می‌کند کمک بگیرید و به سراغ یک کوچ بروید. کوچ‌ها و مربی‌ها، با پرسیدن سؤالات درست، شما را به سمت ارائه جواب‌های صحیح هدایت می‌کنند.

مهارت نرم تصمیم گیری 7-کیفکو

 

فرقی ندارد که مسئله روبرویتان سازمانی است یا عاطفی یا تحصیلی یا … در این شرایط، لزوم حضور یک کوچ که با پرسیدن سؤالات مناسب و بازخورد دادن، شما را به سمت یک جواب درست راهنمایی کند، به‌شدت احساس می‌شود. برای انتخاب کوچ می‌توانید به صفحه + مراجعه کنید.

جمع‌بندی

در این مقاله ابتدا با مفهوم مهارت تصمیم‌گیری و جزئیات آن آشنا شدیم، اهمیت و انواعش را بررسی کرده و درنهایت مراحل تصمیم‌گیری را یاد گرفتیم. به‌عنوان کلام آخر می‌خواهیم به این موضوع مهم اشاره کنیم که در فرآیند تصمیم‌گیری به‌هیچ‌عنوان نباید تصمیم‌هایی گرفت که توانایی عملی کردن آن‌ها در شما یا سازمانتان وجود نداشته باشد؛ بنابراین مراقب باشید که در دام تصمیم‌های احساسی گرفتار نشده و تصمیم‌هایی بگیرید که کاملاً با شرایط فعلی شما سازگار باشند.

امیدواریم از مطالعه این مطلب لذت برده باشید. اگر نظری در مورد این مطلب دارید، در بخش دیدگاه‌ها منتظر شما هستیم.

منابع: + + + +

اشتراک گذاری